کنگره بزرگداشت حکیم سبزواری
20 بازدید
موضوع: سایر
نحوه تهیه : گروهی
محل انتشار : کیهان اندیشه ) خرداد و تیر 1371 - شماره 42 ) (3 صفحه - از 163 تا 165)
تعداد شرکت کننده : 0

در بخش نخست این گفتگو که در شماره پیش درج گردید، برخی از نویسندگان محترم و دست‏اندرکاران نشریه، به بررسی و ارزیابی کیهان اندیشه پرداختند.در قسمت دوم، به مناسبت بحث، سخن از رسالت حوزه به میان آمده است که در ذیل تقدیم می‏گردد: آقای صباحی:در پاسخ به پرسشها و پیشنهادهای دوستان و سروران به اختصار موارد ذیل را یادآور می‏شوم: اینکه گفته شده که کیهان اندیشه چرا در مسائل جاری علمی و فکری جامعه، خود را درگیر نمی‏کند، باید عرض کنم:ما در بسیاری از مواقع خود، آغازگر مباحث جدیدی در زمینه‏های مختلف بوده‏ایم، و به تضارب آراء و تعاطی افکار دامن زده‏ایم، درباره برخوردهای علمی و فکری جاری در جامعه نیز بی‏تفاوت نبوده‏ایم و گاه بطور متعادلی به آن نزدیک شده و اعلام موضع کرده‏ایم، ولی آنجا که دریافته‏ایم مطالبی با پوشش و لعابی علمی در قالب الفاظ و اصطلاحات خاصی مطرح می‏شود، ولی هدف و انگیزه مطرح کنندگان چیز دیگری است، سکوت کرده و خود را از معرکه به کنار کشیده‏ایم در عین حال گاه بگونه‏ای تلویحی به ادعاهای دیگران پاسخ گفته‏ایم: اینکه مطرح فرموده‏ایم، چرا از شخصیتها، علماء و فضلای حوزه بیش از این استفاده نمی‏کنیم، باید عرض کنم:ما در این راه خیلی تلاش کرده‏ایم، حتی از عنوان کردن هیئت تحریریه مشخصی طفره رفته‏ایم، برای اینکه هیچ‏گونه محدویتی احساس نشود و هر کس مطلب مفید و مناسبی دارد ارائه کند، ولی متأسفانه گویا بسیاری از آقایان اهل علم به ضرورت این مسأله پی نبرده‏اند.

هنوز هم برای بحث کردن درباره برخی از فروع اصلی که چندان هم سودمند و راهگشا نیست بیشتر آماده هستند تا زدودن شبهات و پاسخ به سئوالات نسل کنونی، در حالی که امروز مذاهب و مکاتب دلپذیر و نوینی ارائه می‏کنند، متأسفانه ما در همان قالبهای دیرین مطالب درست اسلام را موهن جلوه می‏دهیم.

اینکه انتقاد شده که چرا کمتر مصاحبه می‏کنیم، دلیلش این است که از مصاحبه خیری ندیده‏ایم، زیرا برخی از اهل فضل گمان می‏کنند که مصاحبه‏

احتیاج به مطالعه قبلی ندارد و خالی الذهن برای مصاحبه می‏آیند، بعد مصاحبه طوری می‏شود که اصلا باعث وهن علم و توهین به مخاطب می‏گردد.

شما می‏فرمایید ما فعال برخورد بکنیم، در مسائل علمی جریان‏سازی بکنیم، با کدام نیرو؟با کدام افراد؟البته هستند، ولی احساس تکلیف نیست، حالا بعضی که از ذوق و قلم بی‏بهره هستد، اجبار نیست، اما آن هم که دارد به کار نمی‏بندد، گویی اصلا در این دنیای پرغوغا نیست و از هجوم اندیشه‏های رنگارنگ هیچ خبری ندارد.با وجود اینکه بیشتر آقایان می‏دانند که اگر حرف نزنند، موضع‏گیری نکنند، مجاهدت علمی نکنند، اساس اسلام به خطر می‏افتد، ولی فرضا از موضع‏گیری فلان«بیت»و یا فلان دسته و گروه واهمه دارند، حاضر به یک جهاد علمی در عرصه اندیشه‏ها نیستند، چون از مخدوش شدن چهره خود می‏ترسند.

ما از اغلب آقایان استدعا کردیم، التماس کردیم، رفتیم سراغشان، سئوال دادیم، سوژه دادیم، ولی خبری نشد.متأسفانه در درون حوزه، با همه وسعتی که دارد، کسانی که درد آشنا باشند، درک درستی از جامعه خود و جوامع دیگر داشته باشند، و وقت و مایه بگذارند، چشمگیر نیستند.تعارف نداریم، شما معرفی کنید تا ما برومی دستشان را ببوسیم، اما وقتی که نیست، ما چکار می‏توانیم بکنیم.

آقای جناتی:این احساس مسئولیت نکردنها، واقعا دارد کمر اسلام را می‏شکند، حوزه اگر احساس مسئولیت بکند باید حداقل ماهی دو سه طرح در مسائل مختلف فقط به دولت بدهد، مشکلات قانونی و حقوقی نظام را حل کند.درست است که آقای هادوی می‏گویند این درسها بی‏فایده نیست، ولی بحث در فایده و بازدهی عملی آنهاست، خلاصه نتیجه این مباحث را کمی باید دید.

واقعش آلان در حوزه، زوائد زیادند، با سابقه‏ای که حوزه دارد، الآن نظام و جامعه از حیث قانون و طرحهای فرهنگی، نباید هیچ کمبودی داشته باشد، به طرح احکام و موضوعت درباره سیاست داخلی و روابط بین الملل بپردازد.الآن قانون شرکت، رهن در دنیا به یک شکل دیگر درآمده است، کتب فقهی ما مملو است از مسائل فردی، ولی مطابق نظام در آوردن فقه احتیاج به همت‏های بلند و فقهای ورزیده دارد.

الآن امکانات در جاهایی متمرکز شده است که کارهای آنها با مسائل روز کشور هماهنگ نیست، مثلا فلان کتابی را که صدها سال از تألیف آن گذشته است، چاپ می‏کنند و گمان می‏کنند، تنها راه خدمت به فرهنگ مذهبی، چاپ همین کتابهی قدیمی است.البته این کار بد نیست، اما چرا همه امکانات در این راه به کار گرفته شده ولی در زمینه پرورش کسانی که بتوانند کتاب‏های قوی و اصیل و مطالب مناسب با شرایط و نیازهای امروز بنویسند، سرمایه‏گذاری نمی‏شود.

باید گره‏های زندگی مردم را گشود، فرض کنید، بنده تمام احکام مربوط به«شرکت»در کتابهای فقهی را خواندم و در این زمینه مجتهد هم شدم، حالا باید ببینم می‏توانم با این فرمولهایی که خوانده‏ام مشکلات مربوط به«شرکت»را در کوچه و بازار حل کنم یا نه؟اگر نتوانم شما بگویید این اجتهاد من در این زمینه برای چه کسی فایده دارد؟

و اساسا می‏شود به این نوع اشخاص مجتهد گفت؟

خلاصه این فکرها را باید کسانی بکنند که امکانات را در اختیار دارند.

آقای غرویان:بنده فکر می‏کنم یکی از عوامل‏

محدودماندن حوزه در موضوعات خاص و نسبتا غیرمتداول، فضای حاکم بر حوزه است، متأسفانه حوزه تمام نیروهای حود را در فقه و اصول خلاصه کرده است، لذا هر طلبه‏ای برای اینکه منزوی و حاشیه‏نشین نشود، ذوق و همت خود را به فقه معطوف می‏سازد، چون به این باور رسیده است که اگر فقه نخواند، کسی حرف او را نمی‏خواند و به او ارجی نهاده نمی‏شود، این در حالی است که بعضی از طلبه‏ها با اینکه ذوق و علاقه به دیگر علوم دارند اجبارا فقه و اصول می‏خوانند زیرا مسیر کلی حوزه این است.

شما اگر در جامعه‏شناسی، روانشناسی، فلسفه، اقتصاد و غیرعلامه دهر هم باشید؟اگر در حوزه یک درس کفایه یا یک درس مکاسب نداشته باشید، از آن وقار و وزانت کافی برخوردار نیستند، در انیجا است که اگر شما فقه ندانید یا آن مقدار که آقایان فکر می‏کنند، ندانید به حرف شما در زمینه فلسفه یا کلام یا دیگر علوم هم گوش نمی‏دهند!آیا نفس این برخورد موجب ناامیدی و تضعیف روحیه طلاب نمی‏شود.آیا این فضا جایی برای تحقق و فعلیت مسأله تخصص در علوم حوزوی-که امروزه همه بزرگان از آن سخن می‏گویند-باقی می‏گذارد؟

آقای هادوی:سئوال مهمی که اینجا هست، این است که اسلام نظام دارد یا نه؟می‏تواند جامعه را اداره کند یا نه؟چه کسی می‏تواند به این نوع پرسشها پاسخ دهد؟تنها کسی که می‏تواند از عهده این پرسشها برآید مجتهد و فقیه است.حالا اینکه حوزه در فقه و اصول منحصر شده بد نیست، اشکال از جای دیگر است.

اشکال اینجاست که این فقه و اصول متناسب با روز نیست، روانشناس، جامعه‏شناس به جای خود، مهم مسأله نظام است که تنها مجتهد می‏تواند آن را پی‏ریزی کند، و باید فقیه این نوع مشکلات را حل کند.به هر حال مشکل در این است که درسهایی‏

که گفته می‏شود متناسب با روز نیست و گرنه با تبدیل عنوان و جایگزین کردن علوم دیگر، دردی دوا نمی‏شود.

آقای غرویان:معتقدم باید یک انقلاب فرهنگی در حوزه بشود، ولو این انقلاب چند سالی بطول بیانجامد و موجب تعطیلی حوزه در این چند سال بشود، مگر در دانشگاهها این اتفاق نیافتاد و دانشگاه چند سال تعطیل نشد؟چون مسأله جدی و جهانی است.

امروز نظام سیاسی و حکومتی ما ریشه در نظام آموزشی حوزه دارد.اگر حفظ کیان اسلام و نظام واجب است و اگر مقدمه این واجب یعنی هماهنگ‏سازی کل حوزه با نظام حکومتی نیز بالتبع واجب است، چه اشکال دارد-اگر ضرورتی هست- موقتا حوزه تعطیل شود تا بازسازی اساسی با فراغت کامل اساتید انجام شود؟

آقای آصفی:تحول در مسائل فقهی، یعنی در آوردن فقه از صورت قدیمی آن که طبق نیاز صد سال پیش بود و تبدیل آن به یک مجموعه کارآمد و مؤثر.همین مسؤله شرکت که گفته شد، مثلا علامه نیازهای زمان خودش را در نظر گرفته و مبانی فقهی خود را با عنایت به مشکلات مردم روزگارش تنظیم می‏کرده، بنابراین اینکه ما در همه مسائل از اصل تا فرع دنبال آنها باشیم بدون توجه به نیازهای زمان، درست نیست.

موضوعات الآن پیچیده‏تر و گسترده‏تر شده‏اند، درج این نمونه‏ها در مجله، می‏تواند آغاز تحول باشد و به تحولات حوزه کمک کند.الآن این مسأله موسیقی که مطرح کرده‏اند، خیلی سرو صدا ایجاد کرده است و نتیجه‏اش این است که کتاب و مقاله در این رابطه زیاد چاپ شده و می‏شود، حتی بعضی از مراجع هم عکس العمل نشان داده‏اند، اینها همه به این معناست که حوزه در حال تحول است.از موسیقی مهمتر، مسائل دیگر است، مثلا همین قضیه مرزبندی و مرز خاکی و آبی است که در فقه ما به مرزهای آبی توجه نشده است.

به هر حال نظیر این مباحث زیاد است، این مجله یک رسالتی برعهده دارد که این کار را بکند، و بنده شخصا حاضر به همکاری در این زمینه‏ها هستم و آقایان دیگر هم الحمد لله هم زمینه دارند و آمادگی برای همکاری هست.

حکیم سبزواری«اسرار» 1289-1212(ه-ق) حکیم، فقیه و عارف متأله، حاج ملاهادی سبزواری از بزگران علمای امامیه و از عرفای مشهور قرون اخیر و شارح معروف آثار ملاصدرا است.آثار او در مراکز فلسفی جهان راهگشای فهم عمیق حکمت متعالیه است.حکیم، نمونه انسانهای تلاشگری است که از لحاظت عمر خویش در جهت تهذیب نفس و سلوک الی الله و تحصیل و تدریس معارف الهی بهره جست و در این راه هجرتها کرد.مجلس درسش محفل انس بود و جاذبه شمع فروزان وجودش، پروانه‏های طالب نور علم و عرفان را از اقصا نقاط به سویش می‏کشاند.سالها تدریس حکمتش دار المومنین سبزروار را بیت الحکمه کرد.و تا امروز محققان و دانش‏پژوهان بسیاری به غور در دریای معرفتش پرداخته‏اند.

آوازه زندگی زاهدانه‏اش در تاریخ آمده و بیان جاذب و نگاه نافذش جانهای فراوانی را دگرگون کرده است.

طبع روانش اسرار عشق را از دل به بیان زبان آورده و خود، مجمع«اسرار»شد.مضجع او در ملک شخصی‏اش در سبزوار زیارتگاه همگان است.

امید که کنگره بزرگداشت دویستمین سال تولدش گامی در راه گسترش فرهنگ اسلامی باشد.

موضوعات پیشنهادی کنگره

1-فلسفه اسلامی در عصر حکیم سبزرواری

2-شرح حال و زندگی و اساتید حکیم

3-آراء و نظریات خاص حکیم سبزواری

4-اصالت وجود حکیم سبزواری و اصالت وجود غرب

5-عرفان نظری و علمی در زندگی و آثار حکیم سبزواری

6-تأثر حکیم از فلاسفه پیشین

7-عناصر اشراقی-مشایی در افکار حکیم سبزواری

8-علل توجه متأخرین از فلاسفه به آثار حکیم مخصوصا شرح منظومه

9-حکیم سبزرواری در عرصه شعر و ادبیات عرفانی

10-نقد فلاسفه و حکمای بعد از حکیم بر آراء و آثار او

11-حکیم سبزواری و علوم نقلی

12-منظومه‏های علمی و فلسفی قبل از شرح منظومه

13-تحقیقات مستشرقان درباره آثار حکیم.

14-کتب و آراء فقهی حکیم سبزواری

15-محیط فکری و اجتماعی و مذهبی شهرستان سبزواری

16-شاگردان حکیم

-حکیم و مثنوی

18-تألیفات حکیم

19-ادعیه در آثار حکیم

20-آیات و احادیث در آثار حکیم.

21-مراکز مهم علمی و فلسفی شیعی در زمان حکیم

22-حکیم سبزواری و علم منطق

23-حکیم سبزواری و علم کلام

24-طبیعات حکیم

25-الهیات بالمعنی الاخص، حکیم سبزواری

26-بحث درباره یکی از آثار حکیم

27-علمای سبزواری

مروری بر زندگی حکیم سبزواری

حکیم محقق و فیلسوف متأله مرحوم حاح ملاهادی سبزواری-قدس اللّه نفسه الزکیه-از بزرگان فلاسفه اسلامی اواخر قرن سیزدهم هجری بود، که در احاطه حقایق حکمت بی‏نظیر و در استکشاف اسرار و دقایق بی‏عدیل بود.در وصفش همین بس که اگر افلاطون عصرش بخوانند رواست و اگر ارسطوی دهرش بگویند بجاست و نیز در عهد ناصر الدین شاه قاجار چنان بود که ملاصدرا در زمان شاه عباس.هر حکیم متأله و عارف متصوف و مرتاض متشرع که در عصر ماست انتسابش به آستان اوست و در این مائه گذشته حکمت و معقول را این مرد همان طور تأسیس کرد که شیخ انصاری فقه و اصول را.

مرحوم حاج ملاهادی سبزواری پسر حاج میرزار مهدی بن حاج میرزا هادی بن حاج میرا مهدی بن محمد صادق تاجر سبزواری به سال 1322(ه-.ق)در سبزوار دیده به جهان گشود.علی‏رغم اینکه خانواده حاجی از تجار بنام سبزوار بودند، حاج ملاهادی سبزواری میل و علاقه وافری به فراگیری علوم اسلامی داشت.

در شرح حال زندگی حاجی و کیفیت تحصیل او مطالب زیادی بدست نیامد و اغلب نوشته‏هایی که احوال او را ذکر کرده‏اند، از روی نسخه خطی آن مرحوم که شرح کوتاهی از زندگی خود را به قلم تحریر در آورده، اقتباس کرده‏اند.لذا برای شناخت از حکیم سبزواری عین آن نوشته را در ذیل می‏آوریم: «چون بعضی از احیاء مستدعی شد از کیفیت تحصیل خود و انیت آن و تعیین اساتید چیزی نگاشته شود، موجزی می‏نگارد که: در سن هفت یا هشت سالگی که شروع بصرف و نحو کردیم، و الدنا الفاضل-حشره اللّه مع الاخیار-عزم بیت اللّه الحرام فرمودند و در مراجعت در شیراز به رحمت ایزدی پیوستند، و حقیر تا عشره کامله از عمر خود در سبزوار بودم، و بعد جناب مستطاب فضائل مآب، عالم عامل و فاضل کامل و حبر جامع و متقی و رع و فقیه بارع و عابد ساجد و ناسک متهجد، زبدة الاشراف المستغنی عن الاوصاف، حبیب مهجتی و ابن عمتی، المستعد فی النشأتین، الحاج ملاحسین سبزواری-اعلی اللّه مقامه-که سالها در مشهد مقدس مشغول تحصیل بود-رحمة اللّه علیهم-مرا از سبزوار به مشهد مقدس حرکت داد و آن جناب انزوا و تقلیل غذا و عفاف و اجتناب از محرمات و مکروهات و مواظبت بر فراض و نوافل را مراقب بود و داعی را هم در اینها، چون در یک حجره بودیم، مساهم و مشارک داشت.

و کینونت ما بدین سیاق طولی کشید و سنواتی ریاضات و تسلیمیتی داشتیم و آن مرحوم، استاد ما بودند، در علوم عربیه و فقهیه و اصولیه، ولی با آنکه خود کلام و حکمت دیده بود و شوق و استعداد هم در ما می‏دید، نمی‏گفت مگر منطق و قلیلی از ریاضی.پسر عشره کامله با آن مرحوم در جوار معصوم به سر بردم، تا اینکه شوق حکمت اشتداد یافت و آوازه حکمت اشراق از اصفهان آویزه گوش دل بود و از علوم عقلیه و نقلیه و دینیه حظوظ متوافره و سهام متکاثره به فضل خدا یافتیم.

پس عزیمت نموده، اموال و املاک بسیار را جا

گذاشته، از خراسان حرکت کردیم و قریب هشت سال در اصفهان ماندیم، و انزوا و مجانبت هوا به تأیید خدا، مزاج گرفته، بعد توفیق تحصیل علوم حقیقیه و ریاضیات شرعیه هم داشتیم و اغلب اوقات را صرف تحصیل حکمت اشراق نمودیم.

پنج سال حکمت دیدم خدمت زبدة الحکماء الالهیین، فخر المحققین و بدر العالمین و العالمین و المتخلفین بالخلاق الروحانیین، بل بالخلاق اللّه، جناب حقایق آگاه، آخوند ملا اسماعیل اصفهانی-قدس سره الشریف.

و چون آخوند ملا اسماعیل مرحوم شدند، دو سه سال بالاختصاص خدمت جناب حکیم متأله، استاد الکل المحقق القایق و النور الشارق، آخوند ملا علی نوری-قدس اللّه نفسه طیب رمسه-حکمت دیدم و دو سه سالی در اوایل ورود به اصفهان به فقه حباب المولی البنیه و العالم الوجیه و المحقق الفقیه، آقای محمد علی مشهور به نجفی-اعلی اللّه مقامه-روزی، ساعتی حاضر می‏شدم. و چون به خراسان آمدم، پنج سال در مشهد مقدس به تدریس حکمت مشغول بودم، با قلیلی فقه و تفسیر زیرا که علما اقبال بر آنها و اعراض از حکمت بکلیه داشتند.

لهذا اعتناء داعی به حکمت، سیما اشراق، بیشتر بود.

و بعد از آن دو سالی سفر بیت اللّه داعی طول کشید و حال بیست هشت سال است که در دار المؤمنین سبزوار به تدریس حکمت مشغولم.

این است اسباب ظاهریه و در حقیقت اللّه هدانی و علمنی و ربانی.

دیده‏ای خواهم سببت سوراخ کن

تا سبب را برکند از بیخ بن

حکیم سبزواری در سن بیست و هفت سالگی با خانم ایزدی در سبزوار ازدواج کرده ثمره این پیوند مبارک فرزندی رشید به نام مولی محمد می‏باشد که بعدها حکیمی فرزانه گردید.

حکیم در زمان تأهل هرگز زیاده از یک زن در خانه اختیار نکرد.لیکن عیال اولش در سالی که به زیارت بیت اللّه الحرام رفته بود در بین راه به سرای باقی شتافت.بعد از اتمام مناسک حج از راه یزد به کرمان رفت و به دلیل ناامنی راهها، حدود یک سال در کرمان رحل اقامت گزید و در آنجا ازدواج کرد.

مرحوم حکیم بعد از اقامت مختصری در کرمان به طرف سبزوار و سپس از آنجا به قصد اقامت دائمی به مشهد حرکت کرد، و در مدرسه باقریه به تدریس فقه و اصول پرداخت.بعد از گردآوری تنی چند از شاگردان با ذوق و استعداد، تدریس معقول را نیز شروع کرد.و بدین منوال چند سالی از عمر پربرکت را گذرانید تا اینکه به سبزوار رجعت نمود.

آوازه شهرت حکیم در اقصی نقاط ایران و بعضی کشورهای اسلامی فرا گرفته بود، طالبان علم و تشنگان چشمه حکمت از هر سو و حتی از هندوستان، افغانستان و عراق و...به طرف سبزوار هجرت نمودند، تا از خرمن فیاض حکیم متفقه و فیلسوف متأله مرحوم حاج ملاهادی سبزواری توشه برگیرند.

حکیم در مدرسه فصیحیه سبزوار تدریس حکمت را آغاز نمود، و از چشمه‏های جوشان حکمت و معرفت تشنگانی چند را سیراب کرد، و از بهره وجود پرفیض ایاشن، سبزوار رونقی یافت و ملجأ اصحاب تعرف گردید و انوار معارف این خطه به هر جانب تابیده شد.

سرانجام، حاج ملاهادی سبزواری، در زادگاه خود بدرود حیات گفت، و مورخان تاریخ رحلتش را در دهه آخر ذیحجه از سال(1289)هجری قمری ذکر کرده‏اند، و از آنرو که تاریخ تولدش به لفظ غریب و مدت عمرش یعنی هفتاد و هشت سال با لفظ حکیم از حروف ابجد برابر شده، تاریخ نامش را به حکیم غریب ثبت نموده.

آدرس اینترنتی