کارنامه ده ساله کیهان اندیشه
25 بازدید
موضوع: سایر
نحوه تهیه : گروهی
محل انتشار : کیهان اندیشه ) خرداد و تیر 1374 - شماره 60 )(11 صفحه - از 15 تا 25)
تعداد شرکت کننده : 0

صاحبى:پیش از هر چیز، از حضور آقایان در این محفل، سپاسگزارى مى‏کنم.اساتید محترم، استحضار دارند که کیهان اندیشه در پایان دهمین سال تلاش علمى-فرهنگى خود قرار دارد.به همین مناسبت، ارزیابى و بررسى سیر مجله، ضرورى به نظر مى‏رسید؛لذا به آقایانى که در این مدت ما را در زمینه‏هاى مختلف یارى داده‏اند زحمت دادیم تا در این گفتگو شرکت کنند.موضوع بحث این نشست را بررسى عملکرد ده ساله کیهان اندیشه قرار مى‏دهیم و ان شاء اللّه در فرصتى دیگر درباره ساختار اندیشه دینى و رشد آن در ایران معاصر، از آرا و نظریات اساتید، بهره‏مند خواهیم شد.

ابتدا بنده یک گزارش اجمالى از کار مجله در این مدت به عرض آقایان مى‏رسانم، بعد از آن از راهنماییها و ارشادات حضرات، استفاده مى‏کنیم.

نشریه با انگیزه طرح مباحث علوم اسلامى و معارف دینى شروع به کار کرد.بنابر آن بود و هست که یک صحنه و عرصه سالمى براى هماوردى اندیشه‏ها، تضارب آرا و تعاطى افکار به وجود آید.

چنین عرصه‏اى یقینا به رشد و اصلاح اندیشه‏ها خواهد انجامید و ما به این امید و با یارى اندیشوران گرامى، کار را آغاز کردیم.البته میزان توفیق ما در این امر مهم، به داورى دیگران و کارشناسى نیاز دارد، و یکى از محورهاى بحث ما در این گفتگو نیز همین است.

نظرسنجى اخیر، نشان مى‏دهد که نشریه یک رشد کیفى و کمى را واجد بوده است.کیهان اندیشه با صد صفحه در هر شماره، آغاز شد و در حال حاضر میانگین صفحات آن، دویست صفحه در هر شماره است.این در حالى است که مقالات دریافتى چندین برابر نیاز فعلى ماست.همین افزون بودن و دریافت مقالات، ما را به این صرافت انداخت که فضاى دیگرى گشوده شود.مقام معظم رهبرى، نیز پیشنهاد چنین فضاى نوینى را فرمودند و ما مترصد امکاناتى هستیم که بتوانیم این رهنمود را عملى سازیم.این در مورد رشد کمى مجله.

کیفیت نشریه و رشد آن را باید از صاحب‏نظران جویا شد.اما اگر منظور از کیفیت، تنوع مطالب باشد، باید پذیرفت که این جهت نیز، رشد چشمگیرى داشته است.به یارى خدا ما در سالهاى اخیر، محدودیتهاى سابق را نداریم و وارد موضوعات جدیدى شده‏ایم البته سیاست نشریه، اجتناب از طرح موضوعات عمومى و تکرارى است.بر این باوریم که نشریات تخصصى، نباید محل طرح مباحث غیر تخصصى و علمى باشد.براى این دست بحثها، نشریات فراوانى وجود دارد که محور تلاشهاى آنها، موضوعات عام و غیر تخصصى است.

البته فنى و تخصصى بودن یک نشریه، پیامدهایى هم دارد، مثلا در تیراژ آن اثر مى‏گذارد.زیرا چنین نشریه‏اى، طبعا طرف توجه افراد خاصى قرار مى‏گیرد و دیگر آن عمومیت را ندارد که در هر سطحى و قشرى، مورد استفاده قرار گیرد.در همین افکار سنجى اخیر، پاسخ دهندگان نوعا از فضلا و اندیشوران حوزه و دانشگاه بوده‏اند و اکثر آنها نظر مساعدى نسبت به روند مجله داشته‏اند.با این وجود، باز نمى‏توان تیراژ فعلى مجله را تیراژ واقعى دانست، چون مشکلات مالى، اثر خود را مى‏گذارد.الآن تقریبا همه مؤسسات انتشاراتى و مطبوعاتى با چنین مشکلاتى دست به گریبان‏اند.حمایت موسسه کیهان به دلایل مالى و ادارى، محدود است و به لحاظ بافت و ساختار ادارى، ما فقط از طریق مؤسسه کیهان، از کمکهاى وزارت ارشاد برخورداریم.بهاى نشریه نیز مانند بهاى اکثر نشریات غیر واقعى است، از بهاى پشت جلد هم، مقدارى صرف هزینه توزیع مى‏شود.

تیراژ بالا مستلزم حمایت بیشتر است.فقط این هم نیست، همانطور که عرض کردم فنى بودن مطالب نشریه هم براى تعداد مجله، محدودیت ایجاد مى‏کند. فرق است بین مجله‏اى که مى‏تواند در سطح تمام با سوادهاى کشور پخش شود، با مجله‏اى که گروههاى خاصى قادر به استفاده از مطالب و مقالات آن هستند.

بنده عرایضم را خاتمه مى‏دهم تا بتوانم بیشتر از رهنمودها و ارشادات حضار محترم استفاده کنم.اگر نیاز به توضیح بیشترى بود، در خدمت شما هستم.

استاد جناتى:با تشکر و احترام به حضور مدیر مسئول و سردبیر محترم مجله، و با کسب اجازه از اساتید حاضر در این محفل، مطالبم را مختصرا به عرض مى‏رسانم.

بدون شک مقالات متوع و محققانه‏اى که در طى این چند سال در مجله وزین کیهان اندیشه درج شد، در رشد علمى و فرهنگى جامعه، داراى نقش و تأثیر بسزایى بود.با اینکه ذوقها و سلیقه‏ها فرق مى‏کند، و گرایشها و رغبتها به جهتهاى مختلف است، اما تنوع مقالات پاسخگوى همه این گرایشهاى متشتت بود. مى‏شود گفت که مجله از این جهت، جامع و مانع بوده است و در حیطه تفکر و اندیشه توانسته است، رضایت همه را حاصل کند.کوشش مسئول محترم مجله این بود که بر ارتقاى کمى و کیفى آن بیفزاید و هر چه بیشتر رضایت خوانندگان را جلب کند.بدین جهت کیهان اندیشه از مجلات خوبى است حکه بعد از پیروزى انقلاب در ابعاد گوناگون علمى و فرهنگى، منتشر شد و جایگاه معتبرى در میان نشریات علمى دارد.

چند نکته دیگر را مختصرا متذکر مى‏شوم:

1-مسئولان محترم مجله، اگر چه به مقدار توان، تلاش کرده و با درج مقالات متنوع و گوناگون، پاسخگوى تنوع طلبان شده‏اند، ولى هنوز به مقصود

نهایى خود نرسیده‏اند و راه طولانى در پیش دارند.لذا باید بر سطح فعلى آن از نظر کیفى، بسنده نکرد، بلکه باید در پربار کردن محتویات و مضامین آن کوشید.

2-گردانندگان مجله، باید در زمینه مسایلى که جامعه علمى و فرهوگى به آنها نیاز بیشترى دارند و تاکنون درباره آنها تحقیقى نشده است و یا اگر شده، ایده‏آل و مطلوب نبوده، مبذول دارند تا براى اهل تحقیق بیشتر محل استفاده باشد.

3-کیهان اندیشه مى‏بایست از طرح مباحث غیر علمى بپرهیزد، حتى اگر اندیشورى را مطرح مى‏کند باید به فکر و آثار او توجه داشته باشد، نوآوریها و ابتکارات وى را بسنجد و هرگز نباید به اینکه در کجا متولد شده و پدر و مادر او کیست و از این قبیل بسنده شود.متأسفانه گاهى در برخى از مجلات مطالب غیر واقعى و ساخته شده به عنوان کشف و کرامات به افراد نسبت داده مى‏شود.خوب است که شخصیتهاى علمى از جهات مهمترى بررسى شوند، اینکه مثلا شخصیت مورد نظر، دانش خود را از کجا آغاز و به کجا ختم کرد، نوآوریها، ابتکارات و ابداعات او بین این آغاز و انجام، چه بوده است، نقایص کار او در چه مواضعى است و نقاط قوت کارش چیست و...

در زمینه طرح علوم مختلف، هر علمى باید با تعریف، سیر تاریخى، انگیزه پیدایش، پیشگامان، ثمرات و فواید و ارائه نمونه، همراه باشد.

اما اینکه یک مجله مطلوب باید چه ویژگیهایى داشته باشد، این موارد به نظر من مى‏رسد:

1-تنوع مطالب و موضوعات باید منظور نظر باشد، زیرا این ویژگى به خواننده نگرش وسیع و جامع مى‏دهد.

2-باز بودن باب اندیشه‏هاى علمى و فرهنگى و میدان دادن به نقد و تحلیل آرا و نظرات صاحبان نظر و اندیشه، هر مجله‏اى باید به انتقادهاى سازنده مجال دهد، زیرا انتقاد نشانه سلامت و کمال فکرى و روحى جامعه است.البته در نقد و انتقاد نباید حرمت افراد، شکسته شود و نقض غرض بشود.انتقاد هم براى خود آداب و رسومى دارد که باید رعایت کرد.در کیهان اندیشه این ویژگى هست که حرمت اشخاص، محفوظ است و نویسندگان به آداب نقد.عمل مى‏کنند

-پرهیز از گرایشهاى خطى و گروهى از واجبات کار مطبوعاتى است.نشریه‏اى که خود را ملزم به سیر در خط خاصى و یا پیروى از گروه خاصى مى‏داند، در کار علمى موفق نخواهد بود.نظیر این پرهیز را باید در مورد مصلحتهاى شخصى و یا صنفى داشت.

4-نشریاتى که مانند کیهان اندیشه در حوزه علمیه منتشر مى‏شوند باید به مسایل حوزه هم توجه کنند، و بخشى از کار خود را به این موضوع مهم اختصاص دهند.و با کمک صاحب‏نظران راه‏حلهایى براى حل مشکلات حوزه ارائه دهند.

در نهایت به نظرم مى‏رسد که یک نشریه براى توفیق بیشتر باید از دارندگان فکر و اندیشه استفاده کند و از جمودگرایان و متحجران بپرهیزد؛غیر از درج مقاله و گفتگو باید دنبال روشهاى دیگرى براى تبادل نظر، میان اندیشه‏ها بود؛گاهى باید بعضى موضوعات را با مقالات پى در پى دنبال کرد تا از این رهگذر خوانندگان ضمن گسترش معلومات خود، نیاز بیشترى به دریافت مجله احساس کنند.

استاد آصفى:بنده مطالبم را در دو محور بیان مى‏کنم:یکى ارزیابى وضع فعلى مجله و دیگرى بایسته‏هایى که کیهان اندیشه باید به آن بیندیشد.

کیهان اندیشه، خوانندگان فاضل و پیگیرى دارد. اهل فضل و تحقیق به این مجله عنایت دارند و ارتباط خود را با این مجله قطع نکرده‏اند.به راحتى مى‏توان کیهان اندیشه را در ردیف مجله‏هاى خوب و مقبول نظام اسلامى، نشاند.

از امتیازات آن مى‏توان پرداخت معقول به چندین موضوع علمى را نام برد.یعنى انحصار در یک یا دو موضوع اسلامى نداشته؛فقط فقه یا فقط فلسفه نبوده، به شمارى از علوم اسلامى توجه داشته و مقالات خود را با نظر داشت به این تنوع، تدوین و تنظیم کرده است على رغم این تنوع، مقالات جنبه تخصصى بودن خود را حفظ کرده و در سطح نسبتا بالایى مطالب بیان مى‏شود.

دیگر آنکه کیهان اندیشه در جریانات انقلاب، اصالت و ولایت مدارى خود را حفظ کرد و کوشش در خور تقدیرى براى طرح مبانى فکرى انقلاب، داشته.درک صحیح مسایل انقلاب و انتقال آن به خوانندگان و روشنفکران و کسانى که در تعقیب مسایل فکرى انقلاب‏اند، اهمیت استراتژیکى دارد.

ما متأسفانه در زمینه فکر انقلاب، کمبود داریم و لازم است که نشریه‏هاى مختلف به جهات گوناگون فکر و اندیشه انقلاب بپردازند.این انقلاب به اندازه کافى از جهت فکرى تحلیل نشده است.محدود نگاه داشتن انقلاب در شعار، خیلى خطرناک است، باید به ریشه‏هاى فکرى انقلاب بیشتر از این پرداخت. مدعى نیستم که کیهان اندیشه، توانسته این مسئولیت را بطور کامل بر عهده بگیرد و مسایل انقلاب را آنگونه که بایسته است روشن کند، ولى این مقدار را مى‏دانم که این مجله به فکر انقلاب خدمات ارزنده‏اى کرده است.اگر نسل حاضر که نسل معاصر انقلاب است، نتواند درک صحیح و عمیقى از انقلاب داشته باشد، نسلهاى آینده مشکل خواهند داشت، آنها به طریق اولى از فهم مبانى و زمینه‏هاى فکرى انقلاب ناتوان خواهند بود.

محور دوم بحث من این است که کیهان اندیشه چگونه مى‏تواند به حرکت تکاملى خود ادامه دهد، تا بتواند براى ده سال دوم هم وزانت و رشد خود را داشته باشد.در این باره مطالبى به نظر مى‏رسد که عرض مى‏کنم.

من فکر مى‏کنم که کیهان اندیشه و هر مجله دیگرى براى اینکه بتوانند به مسؤولیت خود عمل کنند، باید موج آفرین و تحرک‏زا باشند.مجله باید در سطح افکار حرکت ایجاد کند و آنان را متحول کند. باید راهها را بررسى کرد، هر مجله‏اى امکاناتى دارد، کیهان اندیشه با توجه به موقعیت و امکانات خودش باید در این فکر مقدس باشد.یک راهش همان طرح مسایل جدید و روزآمد است.جدید بودن یک فکر، جرم نیست، باید افکار و اندیشه‏هاى نو را میدان داد، نه اینکه منتظر باشیم و ببینیم که بر سر این فکر جدید چه مى‏آید، بعد تصمیمى بگیریم.وظیفه اصلى‏

نشریات، تقویت افکار جدید و اصیل است، باید به اندیشه‏هاى نو و تازه‏اى که ریشه در مبانى دارد، بال و پر داد و آن را به گوش همه رساند.

طرح مباحث جدید، همراه با نقد وبررسى و عیار سنجى آنها، به عقیده من وظیفه اجتناب‏ناپذیر نشریات است.

امتیاز دیگرى که یک مجله باید واجد آن باشد، پیوند فکرى میان افکار مختلف است.یک کتاب، یک فکر خاص را در خود مى‏پروراند، اما مجله باید میان افکار گوناگون پیوند دهد.تعاطى افکار و تضارب آرایى که مى‏گویند، عمدتا در مجلات ممکن است. یک کتاب از آن جهت که یک نویسنده و محقق دارد، یک فکر را ترویج کند و الزاما تعاطى افکار صورت نمى‏گیرد.اما مجله به دلیل تعدد نویسندگان، تعدد افکار دارد و از این رو تضارب آرا صورت مى‏گیرد.از این جهت نشریات را مى‏توان به سمینارها و کنفرانسها شبیه دانست، چون در آنها نیز افکار مختلف و یا یک فکر از زوایاى متفاوت، بیان مى‏شود. منظورم از پیوند، پیوند صحیح است نه التقاطى و فقط تألیفى.مى‏شود با یک روشهاى مدبرانه‏اى میان افکار به ظاهر مشتت، اجتماع ایجاد کرد و همه آنها را به وحدت کشاند و یا از طریق تشتت آنها یک موضوع را از زوایاى مختلف بررسى کرد.

سومین مسأله‏اى که فکر مى‏کنم براى گردانندگان مجله قابل ذکر است، ارتباط با جهان خارج عموما و جهان اسلام خصوصا است.جهانى که ما در آن زندگى مى‏کنیم، مملو از جریانات فکرى و فرهنگى است.باید از این جریانهاى فکرى غافل نبود و به نوعى از آنها سود جست.

یک مجله در صورتى مى‏تواند رشد کافى داشته باشد که در ارتباط با افکار برون مرزى قرار گیرد. البته این ارتباط هم مى‏تواند دو نوع باشد:یا صرف اطلاع رسانى و اخبار و گزارش است و یا همراه با نقد و نقادى است.یک مجله خوب، باید این جریانات را که بسیارى از آنها خلاف خط انقلاب است، معرفى کند و آنها را به محک نقد و تحلیل بیاورد.در خارج از مرزهاى ایران، افکارى است که اگر ناشناخته بمانند و نقد و تحلیل عالمانه نشوند، به انقلاب ما آسیب مى‏رسانند.هیچ ارگان و نهادى هم مناسبتر از مطبوعات نیست که این افکار را بازشناسى کند و نقادانه سراغ آنها برود.کمترین ثمره این تلاش، آن خواهد بود که مردمى که از ایران به خارج مى‏روند، یک مرتبه خود را در برابر هجوم افکار رنگارنگ حس نمى‏کنند، بلکه یک مقدماتى و زمینه‏هایى را دار هستند.

پیشنهاد دیگرى که براى کیهان اندیشه لازم است، این است که این مجله از جهت فلسفه، عرفان، فقه و اصول، مجله پر محتوا و قابل قبولى است، اما یک مقدارى هم باید به زمینه‏هاى دیگر پرداخت؛مثلا: جامعه شناسى، روانشناسسى، تحلیل تاریخ، علوم و مسایل قرآنى.البته این موضوعات کمابیش در مجله مطرح است، اما نه در سطح و عمق لازم.

مسأله آخرى که طرح و تذکر آن را لازم مى‏بینم آن است که با توجه به اینکه کیهان اندیشه در قم و حوزه منتشر مى‏شود، قاعدتا درصد عظیمى از خوانندگانش فضلاى حوزه هستند، بنابراین مجله باید اهتمام بیشترى به مسایل حوزه از خود نشان دهد.احیانا اگر نقایصى به نظر مى‏رسد، پیشنهادها و طرح و گفتگو، باید در این مجله منعکس شود.

مجله‏اى با این سبک و سیاق و آن هم در قم على القاعده نمى‏تواند به مسایل حوزه بى‏توجه باشد. بسیار پسندیده است شما از فضلا و اندیشوران حوزوى استفاده کنید و از زبان آنها مسایل حوزه را بررسى کنید.

اینها مطالبى بود که به نظر بنده مى‏رسید و گمان مى‏کنم با رعایت اصول و رهنمودهایى که حضرات مى‏فرمایند، کیهان اندیشه ده ساله‏هاى بهترى خواهد داشت.

استاد معرفت:از باب«اما بنعمة ربک فحدث» عرض مى‏کنم که کیهان اندیشه یکى از پر مطلب‏ترین

مجلات حوزه بلکه کشور است.هم نویسندگان فاضلى دارد و هم خوانندگان اهل فضل.این مجله بیشتر به عنوان یک مجله علمى-تخصصى که در رشد فکر اسلامى کوشش دارد، مطرح است.یعنى کیهان اندیشه در حال حاضر یک صبغه فکرى و تخصصى به خود گرفته است و این معلول تلاشى است که در این راه مى‏کند.

و این جاى شکرگزارى و سپاس دارد و باید خداوند را شاکر بود که چنین توفیقى را شامل حال مجله کرده است.البته هیچ کارى بى‏نقص نیست و همیشه راه رشد و کمال به روى کمال جویان باز است.

همانطور که برادر بزرگوارمان آقاى آصفى تذکر دادند، مجلات متعهد، خصوصا حوزوى باید در رابطه با مسایل انقلاب نمود بیشترى داشته باشند.مقصود بنده از طرح مسایل انقلاب، طرح شعارى آن نیست، چون این غرض در روزنامه‏ها و مجلات دیگر کمابیش تأمین مى‏شود.منظور بنده، طرح مبانى و تحلیل اساس و اصول انقلاب است.پرداخت محققانه به مسایل انقلاب، نه سطحى و شعارى.مسایل عمده و قابل طرح و بحث کم نیستند، مثلا همین مسأله زن و موقعیت آن در جامعه اسلامى باید دید در این باره چه روندى داشته و چه مقدار در احیاى حقوق زن، توفیق داشته است.

مسأله مهم دیگرى که از مسایل انقلاب محسوب مى‏شود و نیاز به طرح تحقیقى دارد، موضوع حقوق و قضا در اسلام و کشورهاى اسلامى است.نظام قضایى اسلام را باید محققانه طرح کرد و مبانى آن را محکم ساخت.این خدمت به انقلاب است.خلاصه انقلابى بودن، هر جا به یک معناست، در مجلات تخصصى، انقلابى بودن به این است که مبانى فکرى و زمینه‏هاى اجتماعى آن، تحلیل بشود و به شعار اکتفا نکنیم.

تخصصى بودن مجله موضوع دیگر صحبت بنده است.اگر مراد از تخصصى بودن، انحصار موضوعات مجله در یک یا دو موضوع باشد، این پسنده نیست، چون چنین انحصارى سطح مجله را کما و کیفا تنزل‏

مى‏دهد.وقتى مجله فى المثل تماما فلسفه یا فقه شد، تعداد کمترى قادر به استفاده از آن خواهند بود و به کمیت نشریه لطمه مى‏خورد؛کیفیت آن هم پایین مى‏آید؛چون نشریه نمى‏تواند مقالات عمیق و پر جاذبه‏اى را در یک یا دو موضوع جذب کند و مجبور خواهد شد به مقالاتى با سطح پایین‏تر رجوع کند.اگر بنابراین باشد که در هر جنبه از متخصصان آن فن استفاده شود، نمى‏توان مجله را به یکى دو موضوع منحصر کرد.هر مجله‏اى براى اینکه ارزش مطالعه را داشته باشد، باید از مقالاتى مشحون باشد که به قلم صاحب نظران نوشته شده باشد.و الاّ نقض غرض خواهد شد.

مسأله دیگرى را که باز جناب آقاى آصفى تذکر دادند و بنده مى‏خواهم یک تأکیدى کرده باشم، مسأله ارتباط با جهان خارج است؛این قضیه، بسیار با اهمیت است.انقلاب اسلامى گرچه در ایران اتفاق افتاد، اما موجهاى آن بسیارى از کشورهاى اسلامى را و یا حتى کشورهایى که مسلمانان در آن زیست مى‏کنند، گرفته است.داخل این کشورها اندیشه‏هاى بزرگى وجود دارد، برخى از آنها قلم به دست و مشغول تألیف و تحقیق هستند، به دلیل اینکه کتابهاى آنها گاهى در ایران ترجمه مى‏شود و یا به همان زبان به دست ما مى‏رسد، بسیارى از این کتابها ارزنده است.مطالب محققانه‏اى، در زمینه قرآن، سیاست اسلام، اقتصاد اسلام و...مى‏نویسند.

اگر کیهان اندیشه در ارتباط با اینها نباشد و افکارشان را منعکس نکند، ناقص خواهد بود.البته همان طور که تذکر فرمودند، مطلب باید همراه با نقد و تحلیل، انعکاس پیدا بکند؛چون بسیارى از اینها، نیاز به نقادى دارند.فقط صرف گزارش و انعکاس نباشد، زیرا این به معناى صحه گذاشتن بر همه آنهاست.در هر صورت مجله باید به این جهت اهتمام داشته باشد تا خوانندگان آن با جهان تفکر اسلامى، در ارتباط باشند.

تذکر بعدى بنده نیز باز برمى‏گردد به نکته‏اى که برادر عزیزمان آقاى آصفى فرمودند.و آن توجه داشتن به مسائل حوزه است.وقتى ما نقایص کار خودمان را مطرح مى‏کنیم، جهان مى‏فهمد که ما رو به تکاملیم.تکامل بعد از احساس نقص است و ما با طرح و بررسى مشکلات حوزه، این را براى تکامل فراهم مى‏سازیم.کیهان اندیشه به دلایل بسیارى جزو لایقترین مجلاتى است که مى‏تواند به مسائل درون حوزوى بپردازد؛هم به خاطر اینکه در قم استقرار دارد و هم به جهت آنکه یک مجله معارفى و دینى است.

آخرین عرض بنده راجع به مصاحبه‏هاست.من عقیده دارم که مصاحبه باید آداب و رسوم خاصى داشته باشد.اولا جز با متخصصین هر فن، مصاحبه نشود و فقط با صاحب‏نظران گفتگو شود.ثانیا حتى المقدور از آقایان مطلب درخواست شود نه گفتگو، چون نوعا افراد خودشان را براى مصاحبه کمتر آماده مى‏کنند تا مقاله.مصاحبه را متأسفانه امرى سهل و بى‏اهمیت مى‏گیرند و پیش از مصاحبه چندان آمادگى ایجاد نمى‏کنند.

البته مصاحبه هم براى خود امتیازاتى دارد، مثلا گفتگوها، خواندنى‏تر و با نشاطترند، اما تجربه نشان داده است که آقایان در مصاحبه چندان از خود آمادگى نشان نمى‏دهند و مباحث را دقیق مطرح نمى‏کنند.

استاد عابدى شاهرودى:در ادامه مباحثى که دوستان و محققان محترم فرمودند، چند نکته به نظر مى‏رسد که گمان مى‏کنم طرح آنها لازم و یا حداقل مفید باشد.

نکته اول آنکه کیهان اندیشه چنانکه از آغاز به عنوان نشریه‏اى دینى، علمى و پژوهشى مطرح شده، مى‏تواند همچنان این ویژگى را نگهداشته و تقویت کند، هر چند همین خصیصه موجب شود که خوانندگان کمترى را به خود جلب کند.

اما کمى و بسیارى خواننده نباید انگیزه یک نشریه بحثى و تحقیقى باشد.چون اگر چنین امرى،

هدف قرار بگیرد، بحث و پژوهش، مشخصه علمى خود را از دست مى‏دهد.

یک نشریه علمى مى‏تواند دو جنبه را توأم داشته باشد:یکى جنبه علمى بطور عام است.در این بعد، بحثهاى تخصصى در سطح جوامع علمى قابل طرح است.از ریاضى، فیزیک و علوم اجتماعى گرفته تا فلسفه علم و فلسفه اولى و فلسفه الهى.

جنبه دوم، علوم اسلامى به طور خاص است.در این راستا علوم حوزوى از قبیل فلسفه، کلام، فقه، تفسیر، درایه و ادبیات، قابل طرحند.علاوه بر این سایر علوم اسلامى که تاکنون کمتر به آنها پرداخته شده جاى خود را دارند و مى‏توانند به وسیله اندیشمندان به طور ابتکارى در سطح حوزه و دانشگاه و جامعه اسلامى، ارائه شوند.

نکته دومى که قابل ذکر است، این است که کیهان اندیشه از بدو پیدایش تاکنون، بسیارى از مشخصه‏هاى تحقیقى و پژوهشى را دارا بوده و از این طریق به پیشرفت اندیشه علمى کمک کرده است.با این وصف، پر واضح است که اگر کیهان اندیشه بخواهد خود را در این مقطع از پیشرفت محصور سازد، به ایستایى و رکود گرفتار خواهد شد.بنابراین براى پرهیز از این رکود باید اولا:مجال گسترده‏ترى در دسترس اندیشه‏هاى حوزوى و دانشگاهى قرار دهد و ثانیا براى همکارى بیشتر اندیشمندان و متفکران در راستاى این حرکت تکاملى، تلاش بیشترى داشته باشد.

به گمان من، وضعیت فعلى گرچه براى زمان حال مطلوب است، ولى براى آینده نشریه، مطلوب نیست. زیرا همانطور که مى‏دانیم، مجامع و جوامع علمى اگر در حالت مطلوب و فرم هنجار خود قرار داشته باشند، رو به تکامل خواهند بود.اگر نشریه‏اى بخواهد با مجمعها و جامعه‏هاى علمى همگام باشد، بهترین راه این است که وضعیت استکمالى و تحرکى خود را براى دورى از رکود، تقویت کند.

نکته سوم اینکه، کیهان اندیشه چون علاوه بر بعدعلمى عام، داراى بعد اسلامى خاص است، از این رو خوانندگانش، چشمداشتهاى دیگرى در زمینه‏هاى دینى از این نشریه دارند.به همین دلیل پیشنهاد مى‏کنم که مجالهاى دیگرى براى برآوردن انتظارات دینى خوانندگان در فضاى مجله در نظر گرفته شود. از جمله این مجالها که تاکنون جاى آن در مجله خالى بوده است، بررسى پژوهشى و به دور از داوریهاى شخصى درباره سیره پیامبر(ص)و ائمه اطهار است. این موضوع از نیازهاى اصلى یک جامعه اسلامى است.بلکه اگر به زبان تعمیمى فلسفه سخن بگوییم، این موضوع(سیره پیامبر و امامان)از نیازهاى اصلى جامعه بشرى است.زیرا نهاد بشر به دلیل نارسایى و خطاپذیرى در نظام کلى خود، احتیاج به راهنمایى معصوم و بهره‏مند از علم لدنى دارد.این احتیاج، بشر را به عنوان یک موجود اخلاقى وا مى‏دارد تا درباره شناسایى چنین موجودى(معصوم و بى‏نقص)در نظام جهان به فحص و جستجو بپردازد...

آدرس اینترنتی