نقد متدهای فقهی و آموزشی حوزه
28 بازدید
موضوع: سایر
نحوه تهیه : گروهی
محل انتشار : کیهان اندیشه ) بهمن و اسفند 1367 - شماره 22 )(28 صفحه - از 5 تا 32)
تعداد شرکت کننده : 0

(به تصویر صفحه مراجعه شود) یوسف صانعی

(به تصویر صفحه مراجعه شود) محمد ابراهیم جنّاتی

(به تصویر صفحه مراجعه شود) محمد مهدی آصفی

(به تصویر صفحه مراجعه شود) علی عابدی شاهرودی

آشنایی مختصر با شرکت کنندگان در مباحثه

(به تصویر صفحه مراجعه شود)آقای یوسف صانعی متولد 1316 شمسی،دروس عالی سطح را نزد برخی از اعاظم حوزه‏ها فراگرفتند و دوره خارج فقه و اصول را از محضر آیات عظام بروجردی،داماد امام خمینی کسب کردند.پس از مدتی نسبتا طولانی تدریس سطح عالی،هم‏اکنون حدود سیزده سال است که بطور مداوم به تدریس دروس خارج فقه و اصول اشتغال دارند.برخی از آثار قلمی ایشان تاکنون بدین قرار است: تقریرات دروس دروه فقه و بخش مهمی از اصول حضرت امام خمینی،رساله‏ای در منجزات.رساله‏ای در لاضرر.رساله‏ای در لاحرج.رساله‏ای‏ در قاعده فراق.رساله‏ای در تجاوز.ولایت فقیه یا حکومت اسلامی و سلسله مقالاتی در نشریات علمی و مذهبی پیرامون حکومت اسلامی و...

(به تصویر صفحه مراجعه شود)آقای محمد ابراهیم جنّاتی،متولد 1312 شمسی،پس از گذراندن دوره سطح عازم نجف شدند و در طول مدت بیست و پنج اشتغالات‏ علمی و تحقیق،نزد حضرات آیات عظام،سید محمود شاهرودی،سید محسن حکیم،سید عبد الهادی شیرازی،شیخ حسین حلی،میرزا باقر زنجانی و سید ابولقاسم خوئی به تحصیل دروس خارجه فقه و اصول پرداختند.نامبرده ضمن تحصیل،پانزده سال در«جامعة النجف»و «مدرسه آقا سید کاظم یزدی»دروس سطوح عالیه(رسائل و مکاسب و کفایه)و نیز مدتی خارج«کفایه»تدریس می‏کردند.پس از پیروزی‏ انقلاب اسلامی به ایران عزیمت نموده و تاکنون در حوزه علمیه قم مشغول تدریس فقه مقارن و خارج فقه به ترتیب تحریر الوسیله حضرت امام‏ (دام ضلله الوارف)و نیز علوم قرآن و علوم حدیث می‏باشد.

تألیفان ایشان که اغلب به زبان عربی است،از جمله:

کتاب الحج(5 جلد)،الیهود قدیما و حدیثا(به فارسی ترجمه شده)،الاسلام اقتصادیا و اجتماعیا(دو بار به فارسی ترجمه شده)،قاعده الزام، طهارة الکتابی فی فتوی السید الحکیم،المساجد و احکامها فی الترشیع الاسلامی،النفحات العلمیه فی الفقه االمامیة،الاخلاق‏ فی الاسلام،فی خلیفة رسول الله(ص)،پرسش و پاسخ(حاوی هزار سؤال و جواب درباره اصول دین(آماده چاپ)،ادوار فقه و ادوار کیفیت بیان‏ فقه که منابع آن بتدریج در کیهان اندیشه و چاپ می‏شود و نیز ادوار اجتهاد که در ادامه آن چاپ می‏گردد و بحثهایی پیرامون غنا و موسیقی‏ از نظر فقه اسلامی و نیز تئوری طهارت ذاتی مطلق انسان در راستای منابع اجتهاد و احکام شهید و...

(به تصویر صفحه مراجعه شود)آقای محمد مهدی آصفی،در سال 1318 شمسی در نجف اشرف به دنیا آمدند و درهمانجا به تحصیل مشغول شدند.سپس در سطح‏ فقه و اصول و فلسفه از محضر حضرت آیات،شیخ مجتبی لنکرانی و ملا صدرا بادکوبی،استفاده برده و خارج فقه و اصول را خدمت حضرات آیات‏ عظام،سید محسن حکیم،امام خمینی،سید ابو القاسم خوئی،میرزا باقر زنجانی،شیخ حسن حلی و دیگران تلمذ کردند.ایشان همزمان با اشتغالات حوزوی به تحصیلات جدید پرداخته و موفق به اخذ درجه فوق لیسانس در رشته علوم اسلامی از دانشگاه بغداد شدند.نامبرده‏ قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در کویت به نمایندگی از طرف مراجع تقلید انجام وظیفه می‏کردند.و هم کنون در قم به کارهای علمی و اجتماعی مشغول می‏باشند.از ایشان تاکنون در حدود 32 اثر به زبان عربی در فقه،تفسیر،مسائل فکری اسلامی،عقاید فلسفه و تاریخ به‏ طبع رسیده که از جمله عبارتند از:المدخل الی التشریع الاسلامی.الامامة فی التشریع الاسلامی،النظام المالی و تداول الثروة فی الاسلام، العلافة الزوجیة فی القرآن،ملکیة الارض،تفسیر سوره الانفال.

آقای علی عابدی شاهرودی در حوزه علمیه قم به تحقیق و تدریس علوم و منقول اشتغال دارند و تاکنون از ایشان آثار ارزشمند زیر چاپ و منتشر شده است:مقدمه‏ای بر متن مفاتیح الغیب،مقدمه‏ای بر شرح ملاصدرا بر اصول کافی،رساله‏ای در اصول و تطور فلسفه،اصالت‏ فلسفه(که بخشی از آن در بیست شماره کیهان اندیشه منتشر شده)،ایشان آثار دیگری ندارند که هنوز به چاپ نرسیده و عبارت است از: خلق جدید و حرکت جوهری،شرحی بر کافی به نام الحاوی فی شرح اسانید و احادیث کافی،رساله‏ای در عقل و معقول،رساله‏ای در ترتیب، رساله‏ای در ارتباط حادث به قدیم،رساله‏ای در طواف،رسالهء الفناء،تفسیر سوره تکاثر،دوره علم اصول بر پایه تنقیح و تجدید مباحث‏ اصولی،عرفان نظری و عرفان سلوکی،علم الحدیث که علم الدرایه بخشی از آن ملحوظ شده است،نقد عقل نظری محض،نقد عقل عملی.

حوزه و دانشگاه‏ مباحثه‏ای پیرامون‏ نقد متدهای فقهی و آموزشی حوزه

کیهان اندیشه: آقای جنّاتی:

دوران تطور فقه از جهت شکوفایی و عدم شکوفایی از دیرباز تاکنون چگونه‏ بوده است؟

با نام و یاد خدا،نخستین موضوع را به مقداری که فرصت این نشست اجازه‏ می‏دهد مورد بررسی قرار می‏دهیم،ولی قبل از آن از برگزار کنندگان این جلسه‏ علمی بخصوص برادر ارجمند و فاضل محترم آقای صاحبی دام توفیقه که امکان‏ بحث و تبادل نظر و تضارب آراء را در جوی سالم و سازنده به وجود آورده‏اند بجاست‏ که تشکر شود.امیدواریم که خداوند ایشان و همه کسانی را که به منظور تکامل‏ بینش دینی و علمی و فرهنگی جامعه گام برمی‏دارند موفق بدارد.

اصولا فقه از بدو پیدایش تاکنون سه اصطلاح متفاوت یافته است:عام،خاص و اخص(*)و ظاهرا آنچه در اینجا طرح شده است همان معنای سوم یعنی فقه به معنای‏ اخص می‏باشد که عبارت است از آراء و نظریات مجتهدین که از راه اجتهاد و تفریح‏ فروع و تطبیق عام بر مصادیق خارجی احکام حوادث واقعه بدست می‏آید.

فقه به این معنا که آمیخته با اجتهاد و استنباط است از قرون نخستین ظهور اسلام نشأت یافت،ولی در آغاز به دلیل وجود ائمه معصومین(ع)نیاز فراون بدان‏ نبود و فقها برای شناخت مسائل و احکام به ایشان مراجعه می‏کردند.

ولی هر چه از عصر حضور ائمه(ع)دور می‏شویم این نیاز بیشتر شده و طبیعتا دامنه عمل آن گسترش یافته است و بر اساس تفسیمی که من از ادوار اجتهاد و فقه به‏ عمل آورده‏ام عصر شکوفایی فقه به دوره چهارم از ادوار هشتگانه اجتهاد و ادوار نهگانه(به تصویر صفحه مراجعه شود)فقه که طلایه‏دار آن شیخ طوسی بوده است بازگشت دارد،زیرا از آن زمان‏ اجتهاد از راه منابع شرعی برای شناخت احکام حوادث واقعه بگونه عملی بکار گرفته‏ شد که در نتیجه آن فقه شکوفا و از نظر مصادیق گسترش پیدا نمود.

پس از زمان شیخ طوسی تا زمان ابن ادریس فقه از شکوفایی و تکامل و باروری‏ باز ایستاد ولی با آمدن ابن ادریس مجددا فقه در مسیر شکوفایی قرار گرفت و ادامه‏ (*)شرح سه اصطلاح فوق و نسبت بین آنها و شریعت در سلسله بحثهایی که در کیهان اندیشه داریم‏ خواهد آمد،

(*)«هشتگانه‏اجتهاد»در کیهان اندیشه پس از تکمیل مبحث منابع اجتهاد انشاء الله خواهد آمد.و«ادوار نهگانه فقه»در شماره دوم کیهان اندیشه بیان گردیده است.

آقای آصفی:

داشت تا زمان سلطه اخباریگری که در این زمان تلاش سختی برای به قهقرا کشاندن‏ فقه و اجتهاد صورت گرفت.

ولی این دوره نیز دوامی نیافت و با درخشش چهره فقهایی چون وحید بهبهانی‏ جریان اخباریگری رو به افول نهاد و دوباره باز فقه در مسیر رشد و شکوفایی قرار گرفت و از آن پس تاکنون مانع عمده‏ای بر سر راه شکوفایی و گسترش فقه پدید نیامده است.

منتهی به دلیل انزوای فقها و پژوهندگان مباحث فقهی از صحنه‏های عملی جامعه‏ و عدم توجه به نیازها و رویدادها و مظاهر متحول حوادث واقعه،فقه اجتهادی به‏ لحاظ کاربردی گرفتار ایستایی شد و مباحث نظری و تحقیق بر محور مسائل‏ و موضوعاتی که توسط شیخ طوسی،علامه حلی،شهید،صاحب جواهر و شیخ‏ انصاری طرح شده و مربوط به عصر آنان بود،استوار گردید.

و همین امر سبب شد که امروز با تغییر شرایط و بسط فقها و پدید آمدن زمینه‏ حاکمیت اسلام و اجرای قوانین آن،پاسخهای مناسب و مورد نیاز در اختیار مجتهدان‏ از قبل آماده نباشد.

بی‏تردید نیازها و ضرورتها عامل رشد استعدادها و تلاش و کوشش انسان در ابعاد مختلف زندگی مادی و معنوی بوده است و امید می‏رود که عصر حاضر با این‏ نیازهای متزاید سبب گردید که عصری بس شکوفا و بارور را در پیش رو داشته باشیم، زیرا ما از جهت مواد و منابع کاستی نداریم.

البته به شرط آنکه اندیشه‏های سطحی نگر و غیر متعمق و یا افکار جمودگرا و متحجر و افراد قشری و ناآگاه،این جریان طبیعی را به انحراف نکشانند و یا بر سر راه‏ آن مانع تراشی ننمایند.و متأسفانه باید اعتراف کنیم که در عصر حاضر با فراهم‏ بودن همه امکانات ترقی و تکامل فقه از نظر مصادیق تاکنون کار بایسته‏ای صورت‏ نگرفته است.

شکوفایی فقه از دو زاویه می‏تواند مورد مطالعه قرار گیرد:یکی شکوفایی در عمق‏ و ژرفا و دیگری از نقطه نظر گستردگی و فراگیری.

منظور از شکوفایی در عمق،استحکام یافتن مبانی و قواعد و شیوه‏ها و اتقان‏ استدلالها و استواری مستند آراء و نظریات است.در حالی که گستردگی فقه به معنای‏ فراگیری و شمول مسائل آن نسبت به مظاهر مختلف حیات مادی و معنوی و فردی‏ و اجتماعی است.

(به تصویر صفحه مراجعه شود)

اگر فقه را به درختی تشبیه کنیم،ریشه‏های آن عبارت است از مبانی و شیوه‏ها و قواعد و اصول کلی که هر چه ریشه‏ها قوی‏تر و متقن‏تر و عمیق‏تر باشد،امکان بهره‏ گیری از منابع شرعی برای فقیه بیشتر است.و اما شاخ و برگهای این درخت،مسائل‏ و فروعاتی است که توسط فقها تفریح شده و حکم آنها تعیین گشته است.هر چه این‏ شاخ و برگها گسترده‏تر باشد جامعهء وسیع‏تری می‏تواند در سایهء آن به آسایش و حیات‏ ادامه دهد.

حالا اگر بخواهیم سیر تاریخی شکوفایی را مد نظر قرار دهیم باید عرض کنم که‏ فقه مایک گسترش افقی در دوران تشریع و بعد از تشریع و همچنین در عصر ائمه‏ علیهم السلام و در دوران شیخ طوسی و محقق حلی رحمة الله پیدا کرد. و فروعات بسیاری متناسب با نیازهای هر عصر وارد حوزه فقاهت شد و احکام آنها بیان‏ یا استنباط گردید.

در ادوار بعد فقه از نظر ریشه‏ها و مبانی قوت یافت،بگونه‏ای که در زمان،علمین‏ یعنی صاحب جواهر و شیخ انصاری(رحمة الله علیهما)و بزرگانی که عده‏ای از ایشان‏ در دو سده اخیر در میدان فقاهت درخشیدند به فقه عمق و ریشه‏های نیرومندتری‏ دادند،و بدان توان و استحکام و دقت نظر بخشیدند.

و شاید از حیث فقه امامیه در دنیای اسلام نمونه باشد.بطوری که نظیر آن را در مذهب دیگر نمی‏توان شاهد بود که یکی از عوامل آن باز بودن باب اجتهاد در نزد امامیه می‏باشد.

بنابراین فقه ما از جهت ریشه و توانمندی بهره‏گیری از منابع شرعی غنی و نیرومند است،در حالی که همپای این توانمندی ریشه‏ای،فقه مادر اعصار اخیر گسترش‏ افقی مورد انتظار را پیدا نکرد.

یعنی گر چه تنه و ریشه‏های این درخت قدرت تغذیه و پاسخگویی به مسائل فرعی‏ و مستحدث بسیاری را داشت ولی عواملی مانع از گسترش شاخ و برگهای آن شد.

البته تا قبل از انقلاب اسلامی ایران،فقه ما با برخی از مسائل مختلف زندگی‏ مواجه بود،ولی فقه بر تمام شئونات زندگی ما حاکم نبود،و بعنوان یک سیستم‏ حکومتی حاکمیت نداشت و دایره مسائل فقهی در مجموعه‏ای از مسائل فردی‏ و خانوادگی،عبادی و معاملاتی منحصر می‏شد.

ولی پس از انقلاب،ناگهان مساحت وسیع و پهناوری در برابر فقه و تفقه گشوده شد که پیش از آن برای فقها گشوده نشده بود.مثلا کسی از فقیه در رابطه با ریز مسائل

کیهان و اندیشه: آقای صانعی:

اجتماعی و حکومتی و تبلیغی و فرهنگی استفتاء نمی‏کرد و از اینکه آیا این برنامه را می‏توان در رادیو گذاشت یا خیر و این صحنه را می‏توان در تلویزیون به تماشا گذاشت یا خیر؟چیزی سؤال نمی‏شد.

انقلاب میدانهای وسیع مسائل و نیازهای فقهی را در برابر فقها گشود و وظیفه‏ آنان را سنگین‏تر ساخت،وسعتی تازه وافقهای تازه‏ای پدید آورد که قبلا به چشم‏ نمی‏آمد.

بدین جهت پس از انقلاب یک حرکت و تلاش نوینی را در گسترش خط عرضی و افقی فقه مشاهده می‏کنیم.مسائلی چون قضاء زمین،تجارت،حقوق و...به شکل‏ گسترده‏تری وارد میدان مباحث فقهی می‏شود و این را می‏توان مرحله دوم شکوفایی‏ نام نهاد.

چندی است که دو اصطلاح نوین در زمینه فقه و فقاهت بکار گرفته می‏شود و برخی‏ سعی دارند فقه اصیل را فقه سنتی بنامند و گروهی معتقدند که فقه باید پویا باشد، اصولا عناوینی چون سنتی و پویا چه تفسیری دارد؟

یکی از سؤالاتی که توسط اندیشه‏وران و دانش پژوهان،در این مقطع زمانی‏ خاص که فقه زمینه‏های اجرایی گسترده‏ای یافته،مطرح می‏باشد،مسأله پویایی و حرکت در فقه و اجتهاد است.

امروز همه مایلند بدانند که مشی حوزه‏ها که به حق وارثان علوم و معارف اسلامی‏ و پیشگامان همه علوم می‏باشند در قبال مسائل مبتلا به جامعه چگونه است.این‏ تمایل،تمایلی است به حق و آگاهی آور که سزاواز پاسخی دقیق و مناسب است،تا از یکسو عطش جویندگان حقیقت فرو نشانده شود و از سوی دیگر جلوی راه نایافتگان‏ به دانش و مجادله کنندگان غیر متعمق که در وادی تخیلات و موهومات گام می‏نهند سد شود.«و من الناس من یجادل فی الله بغیر هدی و لا کتاب منیر»(آیه 31 لقمان).

فقه و پویایی دو حقیقت بهم پیوسته هستند که حقیقت واحد جاودانی به نام‏ فقه اسلامی را شکل بخشیده‏اند.

آدرس اینترنتی