گفتگو با حضرات آیات محمدمهدی آصفی و سیدمحمدباقر حکیم*
21 بازدید
موضوع: علوم حدیث
نحوه تهیه : گروهی
محل انتشار : علوم حدیث ) بهار 1377 - شماره 7 )(32 صفحه - از 5 تا 36)
تعداد شرکت کننده : 0

گفتگو با حضرات آیات محمدمهدی آصفی و سیدمحمدباقر حکیم*

1- علوم حدیث: با سپاس از فرصتی که در اختیار ما گذاشتید، لطفاً توضیح کوتاهی درباره حدیث غدیر و جایگاه آن بیان بفرمایید.

آیة اللّه آصفی: در اسلام بعد از اصل توحید، اصل ولایت مهمترین اصل است و رسالت (دومین اصل ) به یک معنا در همین اصل مندرج است.قرآن درباره ولایت می گوید: «انما ولیکم الله و رسوله» (مائده، 55) و ولایت رسول الله(ص) بر مؤمنان را همان اطاعت از او می داند و به آن تصریح می کند: «اطیعواالله و اطیعواالرسول»(تغابن،12).به نظر ما امامتی که خداوند به حضرت ابراهیم(ع) بعد از ابتلای وی به کلمات(واذا ابتلی ابراهیم ربّه بکلمات) و موفقیّت آن حضرت در این کلمات داد(فاتمّهنّ) همان ولایت امّت است که تکمیل کننده امر رسالت است (قال انّی جاعلک للناس اماماً ـ بقره،124 ).

ولایت دو بعد دارد: یکی رابطه ولایت با مردم و دوم رابطه مردم با ولایت. بعد اوّل آن، همان اصل حاکمیت و اولویّت است که قرآن به آن اشاره میکند: «النبیّ أولی بالمؤمنین من انفسهم»(احزاب،6)؛ «انما ولیکم الله و رسوله والذین

آمنوا الذین یقیمون الصلوة و یؤتون الزکوة وهم راکعون»(مائده،55).

بعد دوم آن، همان اطاعت است. در این باره قرآن می گوید:«اطیعوااللّه و اطیعواالرسول و أولی الامر منکم»(نساء،59).

ولایت باعث دوام جامعه اسلامی است و بدون ولایت نه امّتی هست و نه امامتی، و از اسلام جز مجموعه ای از قوانین الهی چیز دیگری نمی ماند. آنچه از اسلام نیرویی محرّک، مبارز و سازنده می سازد، ولایت است و اگر ولایت نباشد، به قول امام حسین(ع):«وعلی الإسلام السّلام».

حتی نماز و روزه و حج و زکات که جزء مسلّمات و ضرورتهای اسلام است، به وسیله ولایت و امامت در جامعه تحقق و تبلور پیدا می کند، از این رو است که در روایات ما آمده است که اهمیت اصل ولایت، از نماز و روزه هم بیشتر است.در روایتی از امام باقر(ع) آمده است که:«بُنی الإسلام علی خمسة اشیاء، علی الصلوة و الزکوة و الصوم والحج و الولایة».

زراره راوی حدیث سؤال میکند: وایّ شیءٍ من ذالک أفضل؟

امام(ع) می فرماید:«الولایة افضل، لانها مفتاحهن والوالی هوالدّلیل علیهن».

حضرت در ادامه گفتگو می فرماید: «الولایة ذروة الأمر و سنامه و مفتاحه و باب الأشیاء و رضی الرحمن الطاعةالامام بعد معرفته…(الکافی:2/18/5؛ بحارالانوار:68/332/10).

حدیث مشهور غدیر نیز در خصوص ولایت آمده، که در آن، حضرت رسول الله(ص) امام علی بن ابی طالب(ع) را بعد از خود برای ولایت مسلمانان معین می کند.

پیامبر(ص) با این کار دو مطلب را صریحاً به مسلمانان اعلان می کند: یکی آنکه امر ولایت و امامت امّت بعد از وفات ایشان نیز به قوّت خود باقی است و چنین نیست که با وفات رسول اللّه(ص) رهبری سیاسی و اجتماعی و نظامی امت رها شود.دوم آنکه امام علی بن ابی طالب(ع) بعد از ایشان با نصب و تعیین الهی امام مسلمانان و ولی امر ایشان خواهد بود.

آیةالله حکیم: حدیث غدیر حدیثی است که رخداد مهمّی را در تاریخ اسلام و مسلمانان بازگو می کند. این رویداد، همان انتصاب علیّ بن ابی طالب(ع) از سوی پیامبر اکرم(ص) به عنوان خلیفه و جانشین آن حضرت و اخذ بیعت از همه مسلمانانی است که در آن سال همراه پیامبر(ص) به حج خانه خدا رفته و تبلوری از همه مسلمانان در آن زمان بودند. این حدیث را حدیث غدیر می نامند، چرا که این نصب و تعیین به دست پیامبر اکرم(ص) پس از بازگشت از حجةالوداع در سرزمینی نزدیکی«جحفه» که با نام«غدیرخم» شناخته می شد صورت گرفت.

« غدیرخم» در بازگشت از مکّه، آخرین منزلی بود که جایگاه اقامت عموم حاجیان است و از آن پس راهها گوناگون می گشت و جمع حاجیان از هم جدا می شد.در چنین جایگاهی وحی الهی بر پیامبر فروآمد تا پیام این نصب و تعیین را به مسلمانان برساند: «یاایّها الرسول بلّغ ما انزل الیک من ربّک و ان لم تفعل فما بلّغت رسالته واللّه یعصمک من الناس»(مائده، 67).

در پی این دستور، پیامبر(ص) به پاخواست و فرمان داد تا حاجیانی که جلوتر در حرکت بودند برگردند و نیز در انتظار رسیدن دیگر حجاجی که در پی بودند ماند. آنگاه پس از اجتماع همه حجّاج در آن سرزمین میان آن مردم ایستاد و با آنان سخن گفت و در سخنان خویش خلاصه ای از نقش پیامبری، کارها و دستاوردهای آن را بازگو کرد و افزود که: بزودی از میان مردم خواهد رفت و مردم را به گواهی بر خود و رفتارش خواند و آنگاه امام علی(ع) را برای خلافت تعیین کرد و از همه مردم برای او بیعت گرفت.

این نمای اجمالی حدیث غدیر است و نقلهای تاریخی این رخداد بزرگ، گرچه در جهات تفصیلی و از نظر واژگان به کار گرفته شده در آن مختلف و گوناگون است، امّا همه این نقلها به طور اتفاق در حدّ تواتر، این جمله را در خود جای داده اند که پیامبر(ص) فرمود: «من کنت مولاه فهذا علیّ مولاه؛ هرکس را که من مولای اویم این علی مولای اوست».

پس از ارائه این حدیث ـ که مورد قبول همه شیعیان اهل بیت(ع) قرار گرفته و همه به مفاد صحیح آن اذعان کرده اند و نیز عموم محدّثان و محققّان اهل سنّت بدان تن داده اند و صحّت و درستی آن راپذیرفته اند ـ می توان جایگاه ممتاز این حدیث را ترسیم کرد و امتیازات این حدیث را بر دیگر احادیث برشمرد:

1ـ این حدیث دربردارنده محتوای بلندی است که او را از دیگر احادیث ولایی جدا می سازد.

در حدیث غدیر، ولایت و امامت امیر مؤمنان علی(ع) در سخنرانی پیامبر(ص)، در کنار مفاهیمی حسّاس آمده است که هیچ حدیث دیگری همانند او نیست و از این دیدگاه حدیث غدیر شایسته بحث و بررسی است.

2ـ سند و شیوه نقل این حدیث از نظر حدیثی، تاریخی، کلامی و ادبی و همچنین فراگیری و راهیابی آن به ضمیر مردم در میان روایاتی که اصل ولایت را بازگو می کند بی مانند است. محققان، تواتر این حدیث را به اثبات رسانده اند و همه مسلمانان با هر فرقه و مسلکی که دارند به درستی این حدیث اعتراف کرده اند.

3ـ شرایطی که این رخداد در آن شکل گرفته از ویژگی خاصّی برخوردار است که مانندش را در موارد دیگر نمی یابید؛ چرا که این اجتماع بزرگ تنها برای بازگو کردن این حدیث پا گرفت و هدفی دیگر در کار نبود. این اجتماع بزرگ و شیوه بیان این رسالت و پیام از سوی پیامبر با توجّه به همگانی بودن آن مانندی ندارد، جز جریان اعلام سوره برائت که قرآن به آن اشاره می کند:«واذان من اللّه و رسوله الی الناس یوم الحجّ الأکبر أنّ اللّه برئ من المشرکین و رسوله… (برائة،3)؛

همان گونه که جایگاه اعلام برائت از مشرکان جایگاهی برجسته و ویژه است، جایگاه حدیث غدیر و نصب و تعیین امام علی(ع) و گرفتن بیعت از عموم مسلمانان از چنین اوج و شکوه بی مانندی برخوردار است؛ چرا که این حدیث در پایان زندگی پیامبر(ص) در زمانی است که رسالت اسلام کامل گردیده و دولت اسلامی همه جزیرة العرب را زیر پا گرفته و امّت اسلام، نیرومند و نفوذ ناپذیر شده است و

پیامبر(ص) در چنین شرایطی با مردم وداع می کند. به این حقیقت آیه سوم سوره مائده که پس از گرفتن بیعت از عموم مسلمانان نازل گردیده اشاره دارد:«الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الإسلام دیناً».

4ـ این نصب و تعیین برای خلافت پس از پیامبر(ص) در غدیر تنها با گفتار روشن و گویای پیامبر(ص) شکل نگرفت و در قالبِ اخبار از یک حقیقت مطرح نشد ـ آن گونه که در دیگر روایات ولایت و امامت مشاهده می شود ـ ، بلکه در حدیث غدیر خلافت امام علی(ع) به عنوان حکم و فرمان اجرا گردید و با گرفتن بیعت از عموم مسلمانان، تعّهد، التزام و پای بندی به اصل امامت و ولایت امام علی(ع) از سوی مسلمانان نیز اعلام شد. این نکته ای است برجسته و حسّاس که حدیث غدیر و رخداد مهّم غدیر را از دیگر رخدادها و دیگر احادیث ولایت و امامت، جدا می سازد و بدان برتری می بخشد.

5ـ پیامبر(ص) بیم داشت که مسلمانان به این بیعت پای بند نمانند و این بیعت از سوی مسلمانان در آینده نقض شود و این بیم او را باز می داشت تا به این کار مهّم که اهمّیت آن را در شکل دهی جامعه اسلامی ضروری می دانست، تن ندهد . او در این اندیشه بود که نقض این بیعت، مسلمانان را به نقض اصل اسلام بکشاند، ولی دستور قاطع الهی مبنی بر لزوم اجرای حکم ولایت و امامت به انجام تکلیف الهی پیامبر(ص) و بیان حقیقتی که کمال رسالت بدان بسته بود، انجامید و خداوند وعده فرمود که پیامبر و رسالتش را حفظ خواهد کرد.

دیدگاه پیامبر(ص) درباره این واقعه سیاسی کاملاً صحیح و درست بود چرا که مسلمانان این بیعت را پس از گذشت حدود هفتاد روز شکستند و البته خداوند وعده خویش را تحقّق بخشید و پیامبر(ص) و رسالتش را حفظ کرد، چرا که مسلمانان در ابتدا یکپارچه بیعت کردند و همگان بر التزام به اصل اسلام و پیامبری پای بند ماندند. آثار و نصب و تعیین پیامبر(ص) همچنان استمرار یافت و امروز مسلمانانی که پایبند به آن بیعت نخستین در غدیر هستند برجسته ترین گروه از مسلمانان را در

بعد مسئولیّت پذیری و توان بالای شکیب و پایداری و بالندگی، تشکیل می دهند.

این ویژگیها در حدیث غدیر دیده می شود و در دیگر روایات و احادیث ولایت و امامت نیست.

2- علوم حدیث: با توجه به اینکه حدیث غدیر در منابع روایی شیعه و اهل سنت آمده،اختلاف در کجاست؟

آیةالله آصفی: اختلاف ناشی از کلمه «مولی» است که در متن حدیث غدیر آمده است. علمای لغت برای آن چندین معنا ذکر کرده اند که از آن جمله است:«محبّ» و «ناصر». اهل سنت کلمه «مولی» را در این حدیث بر این دو معنا حمل می کنند، بنابراین، این حدیث دلالتی بر وصایت و امامت نخواهد داشت.

توضیح آنکه برای کلمه«مولی» در کتب لغت معانی متعددی ذکر شده است، مانند : رب، عمّ، پسر عمّ، فرزند، پسر خواهر، معتق(به کسر تاء و فتح تاء)، عبد، مالک، تابع، شریک، داماد و از آن جمله است: أولی، محبّ و ناصر. اما در حدیث غدیر، حمل«مولی» بر غیر از سه معانی اخیر هیچ معنای معقولی ندارد. و فقط این سه معنا را می توان قبول کرد....

آدرس اینترنتی