ارزیابی کیهان اندیشه
18 بازدید
موضوع: سایر
نحوه تهیه : گروهی
محل انتشار : کیهان اندیشه ) فروردین و اردیبهشت 1371 - شماره 41 )(10 صفحه - از 174 تا 183)
تعداد شرکت کننده : 0

فرمایش آقای معرفت هم این بود که مجله باید متنوع باشد.لازمه اینها و تأمین این توقعات این است که مجله به شکل غیر تخصصی و ژورنالی دربیاید که در آن صورت یک طیف وسیعی از طبقات روشنفکر و فرهنگی جامعه را در برمی‏گیرد، قهرا اگر چنین قراری شد، کاغذ و شکل مجله هم باید متناسب با این دست مخاطبین باشد.

مجله‏های تخصصی در غرب خیلی شکیل و جذاب نیست بلکه بسیار ساده و معمولی چاپ می‏شود، چون مخاطبین آنها اصلا درصدد این جور جذابیت‏های ظاهری نیستند، اما مجله‏های فرهنگی غیر تخصصی که اقشار وسیعی از مردم را مخاطب خود قرار می‏دهد، اینها بادی شکیل و جذاب باشند، کاغذ مناسب، صفحه‏بندی زیبا و متنوع و بسیاری از عوامل دیگر باید رعایت شود.

در نتیجه تصور بنده این است که آقایان ظاهرا توقعشان از مجله این است که از این سنخ باشد و پاسخگوی مسائل مختلف و متنوع فرهنگی روز باشد و به تعبیر آقای غرویان بتواند ویروسهای فکری را در جامعه مورد شناسایی و حمله قرار دهد، آن وقت به میزان تنوعی که درمسائل فرهنگی کشور است، مطالب نشریه نیز متنوعن و گوناگون می‏شود، در این صورت باید تمام مسائل فرهنگی توسط عده‏ای مورد شناسایی قرار بگیرد و این حساسیت‏هایی که در گوشه و کنار دیده می‏شود، همه در نظر گرفته شوند، و بعد از طبقه‏بندی آنها به آقایتن محقق و نویسنده پیشنهاد شود که راجع به آنها قلم بزنند و پاسخگوی این مسائل باشند و یان خود هویتی جداگانه است.

آقای غرویان:برخی مجلات به شکل تخصصی هستند، نویسنده‏هایشان، کار دیگری جز تهیه مقالات تحقیقی برای مجله ندارند، اما در حوزه کدام یک از آقایان اینگونه کار می‏کنند، همه اشتغالاتی دارند، می‏شود گفت مقاله‏نویسی برای آقایان فرع است، و این خودش مشکلی است.

مجله می‏تواند سوژه‏های مناسب را در هر رشته‏ای به نویسنده بدهد، فرض بفرمائید الآن در مسائل فلسفی، ما در فلسفه تحلیلی زبان، نه با مقاله آن چنانی روبرو هستیم و نه با کتاب آن چنانی، و این در حالی است که فلسفه روز جهان، فلسفه تحلیلی زبانی است، یک مجله می‏تواند این سوژه را مطرح کند، با محققین و مؤلفین خود در میان بگذارد، و برای کمک، برخی از مقالات نوشته شده در خارج را ترجمه کند و به آقایان بدهد، و از آنها انتظار مطلب داشته باشد.

تصور ما این است که نویسنده‏ها مجله را می‏گردانند ولی ایده‏آل آن است که مجله نیز محققین خود را خط بدهد و این خط و ایده دادن می‏تواند دو طرفه باشد.اگر به اختیار خودمان بخواهیم مطلب بنویسیم، از محفوظات و سابقه‏ای که داریم نمی‏توانیم عدول کنیم، و این کار مسئولین یک مجله را سنگین می‏کند.

اصولا مجله همیشه از کتاب جلوتر است و شاید فرق کتاب و مجله از حیث کیفیت همین باشد، معمولا هم اینطور است که موضوعات روز، اول فرصت انعکاس در مجلات را پیدا می‏کنند و بعد به کتابها راه می‏یابند، و این استراتژی مهمی است که مسئولین باید مد نظر داشته باشند.

این آقای پروفسور داگلاس لکی، که این شماره کیهان فرهنگی، مطلبی از ایشان درج کرده بود و عکسش را هم انداخته بود، در یک مسافرتی که به کانادا داشتیم، ایشان در ضمن صحبت‏هایشان گفتند، در آمریکا دویست مجله تخصصی منتشر می‏شود، برای ما خیلی عجیب بود، این خیلی هم ژورنالیستی نیست، روی همین حساب خیلی هم به فکر ظواهر مجله نیستند، بلکه هدف، انعکاس آخرین تحقیقات در رشته‏های مختلف است، و هم

ایشان می‏گفتند، هر که می‏خواهد مثلا بداند فلسفه روز چیست باید مجله بخواند نه کتاب.

آقای هادوی:یکی از ملاکهای ارزیابی علمی در مجامع خارجی تعداد مقالاتی است که شخص به نشریات می‏دهند، مثلا اگر کسی تعداد مقالاتش بیشتر باشد، امتیاز بیشتری دارد، کتاب آنجا، چندان معیار نیست، یک ژورنال این مجلات، ده سال دیگر هم به درد می‏خورد، چون بحثهای تخصصی را در خود گنجانده است.البته من فکر می‏کنم برداشت اکثر آقایان این بود که کیهان اندیشه پاسخگو باشد و نیازهای فرهنگی روز را بیش از پیش در نظر بگیرد و البته این خود یک کار اساسی و مهم است.آقای غرویان فرمودند، داخل حوزه هنوز بحثها به شکل سنتی مطرح می‏شود و گرایش به بحثهای نو دیده نمی‏شود، شاید یک علتش آن باشد که بحثهای این چنینی طالبی ندارد یا کمتر است، مثلا کنفرانس فقه کشورهای اسلامی در زمینه بازارهای مالی و بورس، از ما یک مقاله‏ای خواستند، خوب ما دیدیم این مسأله‏ای است که باید روی آن کار کرد، از طرفی طرح آن را در حوزه ضروری دیدیم، اکنون رسما به عنوان یک درس بحث می‏کنیم.

به هر حل حوزه باید پاسخگوی اینها هم باشد، به صورت درس مطرح بشود، نباید به همان درسها و عنوانهایی که از قدیم باقی مانده، اکتفا کرد، و علت روی آوردن بنده مثلا به همان بحث، تقاضایی بود که از طرف کنفرانس شده، حالا مجله هم باید از این پیشنهادها به نویسندگانش بدهد و آنها را در مسیر پاسخگویی بیاندازد، اگر آقایان احساس کنند یک نیازی هست، حتما دنبال قضیه را می‏گیرند، یک مجله باید از این نوع فعالیت‏ها داشته باشد.

آقای صاحبی:چند مطلب به نظرم رسید که یادآوری می‏کنم.انشاء اللّه خالی از فایده نیست.یک مطلب اینکه، اصولا بنا بود که کیهان اندیشه، از همان بدو تأسیس یک نشریه آکادمیک تحقیقی باشد، که برای تمام جویندگان و دانش‏پژوهان اعم از حوزوی و دانشگاهی قابل استفاده باشد، امروز به نظر می‏رسد که نشریه‏ای آبرومند و تحقیقی در زمینه معارف اسلامی نداریم، حالا که کیهان اندیشه هم می‏خواهد در این جهت حرکت کند، گرفتار نقایصی است، هیچ وقت نباید به مقدار موجود قانع بود وقتی که قانع شدیم، یعنی توقف کردیم، چون رکود و توقف مساوی است با از بین رفتن و فراموش شدن.

از طرفی ما نمی‏خواهیم که درگیر با مسائل روز به آن معنا بشویم، چون با این کار، گرفتار یک روزمرّه‏گی می‏شدیم، منفعل می‏شدیم، در جامعه ما همیشه حرکتهایی در داخل و خارج وجود دارد که در صورت پاسخگویی به آنها مجله به موضع انفعال می‏افتاد.ما نمی‏گوییم این لازم نیست، البته باید از کیان اسلام، از معارف، از حوزه علوم انسانی و اسلامی دفاع بشود.ولی پاسخ مناسب به همه این مسائل دادن، لزوما به عهده ما نیست، اینطور نیست که همه رسالتها را ما عهده‏دار باشیم، این موجب می‏شو ما از همه چیز باز بمانیم.

قصد ما از اول این بود که آخین دستآوردهای علمی را چه در داخل حوزه و چه در خارج از حوزه ارائه کنیم.بنابر این اگر با تهاجم‏هایی که به حوزه اندیشه اسلامی و معارف دینی می‏شود، مقابله نمی‏کنیم، دلیلش این است چون ما فکر می‏کردیم این رسالت دیگر مجلات است.

ما متأسفانه هنوز یک نشریه علمی آبرومند و قوی که صبغه دینی هم داشته باشد نداریم، در جمهوری اسلامی جای چنین نشریاتی واقعا خالی است.آکادمی‏های دنیا در دنیای غرب و کشورهای غربی می‏گویند این نظامی که بر اساس اسلام استوار شده است و این همه داعیه اسلام‏خواهی‏

دارد و مدعی علم‏پروری است تمام نشریاتش آئینه کشمکشهای سیاسی و فرهنگی است، نشریه‏ای که بتواند جدا از مسائل روزمره، مبانی و اصول اندیشه‏های اسلامی را منعکس کند ندارند.

مبنای ما از اول همین بود که درگیر با اینگونه مسائل نشویم و به بیان خطوط اصلی علوم اسلامی بپردازم و اگر گاهی متعرض مباحثی خارج از این منطقه شدیم، برای پرهیز از یکنواختی و ایجاد تنوع بوده است.

البته ما نمی‏توانیم، نسبت به تحقیقاتی که در دنیا راجع به علوم انسانی و اسلامی عرضه می‏شود، بی‏تفاوت باشیم، این مابحث باید نقادی بشوند و اصلا این میدان را ما برای تضارب آراء و افکار باز کردیم، ما می‏خواهیم با این تحقیقات برخورد نقادانه بشود، جنبه‏های منفی آن پالایش بشود، مسلما بی‏تفاوتی نسبت به نیازهای کنونی جهان اسلام جایز نیست، اما اینکه ما نسبت به برخی مسائل فرهنگی که روزنامه‏ها به آن دامن می‏زنند، واکنش نشان بدهیم، این را یک کار علمی نمی‏دانیم، بلکه پرداختن به اینگونه مقوله‏ها در واقع دامن زدن به جنجالهای سیاسی است، در ابتدا ما هم مایل بودیم که مثلا مباحثی مثل کلام جدید را در مجله بیاوریم، البته بدور از سر و صداهای رایج.

آقای عابدی:به هر حال بعضی نظریات که در روزگار فعلی بر سر زبانهاست، چه در زمینه فلسفه و شناخت و دیگر زمینه‏ها، طرح و جا افتادن آن نظریات می‏تواند مخرب و ویرانگر باشد، یعنی اصول اعتقادات و معرفت‏های بشری را بطور عام و دینی را بطور خاص، متزلزل می‏کند، کیهان اندیشه و یا هر نشریه دیگری در این سطح مسئول است نسبت به این جریانها واکنش نشان دهد.البته نه با کوبیدن و اتهام، بلکه محققانه و به صورت مقالات و مباحثی که تازه و بکر هستند، و به مقداری جدی و منصفانه باشد که مخالف و موافق بتوانند استفاده کنند.این حتما لازم است، یعنی اگر این نباشد، تشریه در دراز مدت منزوی می‏شود و نمی‏تواند نقش مؤثری در جامعه علمی کشور داشته باشد.

آقای غرویان:سئوالی که در اینجا برای من مطرح است، این است که مگر این برخورد انفعالی باید همیشه منفی باشد، علی رغم اینکه در جامعه جا افتاده که مثلا فلان آقا فعلی برخورد می‏کند و آقایان دیگر انفعالی، مگر هر انفعالی منفی است، گاهی اوقات انفعالی برخورد کردن ضرورت دارد و مسلما آنچه ضرورت دارد منفی نیست.

آقای عابدی:اگر انفعال به شکل پاسخ باشد که اشکال ندارد، اما اگر منجر به کوبیدن طرف مقابل شود، انفعال منفی است، نباید طرف را بکوبیم و او را به فسق و بی‏دینی متهم سازیم، این درست نیست، مطلب را باید به دقت مطالعه کرد، قسمتهایی درست آن را باید تصدیق کرد و نادرستها را پاسخ منطقی داد نه اینکه چشم بسته همه را بکوبیم.

آقای معرفت:مجله را وارد جریانات کردن ، به عقیده من صحیح نیست، البته اگر یک محیط سالمی باشد که به اغراض آلوده نباشد مانعی ندارد، ولی تا آنجا که بنده تجربه کردم محیط ما مع الأسف محیط سالمی نیست، برای نمونه برخوردهایی که احیانا با بعضی از رجال علمی و فرهنگی می‏شود، روی حساب نیست، اگر روی حساب بود، تفاهم هم بود و جوّ کاملا سالم می‏ماند، ما می‏بینیم کسانی که حمله می‏کنند و آنهایی که دفاع می‏کنند، هر دو یک نقطه نظرهایی غیر از واقعیت مسأله در نظرشان است.جوّ که مسموم شد عده‏ای که واقعا صاحب نظر هستند دور می‏مانند و فقط تماشا می‏کنند.آن وقت برخورد شما هم هر چقدر

که سالم باشد ولی چون در محیطی ناسالم ابراز شده است از آن تلقی درستی نمی‏شود و مجله را نیز به زیر سؤال می‏برد.

آقای جعفریان:کیهان اندیشه یک مسئولیت دیگر هم بر عهده دارد و نمی‏تواند به صرف اینکه می‏خواهد مباحث علمی را رونق بدهد، از خطرات و انحرافاتی که یک مشکل است، شانه خالی کند، پناه حوزه در اینگونه مسائل همین چند تا نشریه‏ای است که دارد، بله نباید بازاری برخورد کرد ولی بالأخره آیا باید این دردهای مزمن درمان شوند یا نه؟پاسخ این مشکلات را دادن منافاتی با کار علمی ندارد، اگر مقاله‏ای دراین جهت بدست شما رسید که لحن تند دارد شما می‏توانید به شرط ملایم کردن لحن مقاله آن را چاپ کنید، هم از تندی و خشونت پرهیز شده و هم جواب مقتضی را آورده‏اید.

نکته دیگر اینکه:ما بایدنشان بدهیم که حوزه ظرفیت دارد، این نه تنها از لحاظ فعلی اهمیت دارد، از لحاظ تاریخی برای آینده هم مهم است، این برخوردها در تاریخ می‏ماند و بعدها مردم قضاوت می‏کنند.

آقای هادوی:من فکر می‏کنم جریانات فرهنگی خیلی با جریانات سیاسی تفاوت دارد، جریانهای سیاسی روزمره هستند، ولی جریانات فرهنگی اینطور نیستند، بعضی از این معضلات فرهنگی امروز ما، از سالها پیش زمینه‏سازی شده است و اثرات دراز مدت هم دارد.

این مباحثی که در پاسخ ایراد می‏شود، انفعالی نیست، باید نبض فرهنگی جامعه را هر طور که هست در دست داشت، از طرفی خودمان جریان ایجاد کنیم، نه اینکه منتظر باشیم جریانهای ایجاد شده را پاسخ دهیم.

آقای آصفی:اینجا یک مسأله است که باید اشاره شود، و آن دور افتادن از جریانات روز است و ادامه یک سیر جدا از مسائل فرهنگی کشور.این نمی‏تواند صحیح باشد، یعنی ما خواه ناخواه باید در جریان قرار بگیریم، مجله‏ای که در جریانات فرهنگی روز نباشد مجله نیست، کتاب است.اما از طرفی هم نباید داخل درگیریها شد، لازمه توجه داشتن به مسائل، درگیری و انفعال نیست، معنی باید مستقل عمل کرد و از نویسنده‏ها خواست بدون اینکه به شخص معینی نظر داشته باشند، مطالبشان را ارائه کنند و غیر مستقیم پاسخگوی نیازها فرهنگی کشور باشند.

(ادامه دارد)

آقای صاحبی:جمع حاضر، سرورانی هستند که از ابتدای تأسیس کیهان اندیشه و برخی هم از مراحل بعدی، با این نشریه همکاری داشتند، از این جهت باید گفت شروع و ادامه حیات علمی کیهان اندیشه، مرهون همکاری‏ها و همت بلند و صادقانه آقایان است.اکنون که هفت سال، از عمر نشریه می‏گذرد، خواستیم یک محفل انسی باشد و برای آینده از راهنماییها و پیشنهادات و انتفادهای سروران عزیز استفاده کنیم.آقایان:دکتر علوی مقدم و دکتر اصغر اکبری تبریزی و دکتر سید کاظم روحانی و دکتر نژاد سلیم، به علت مشاغل دانشگاهی و غیره نتوانستند تشریف بیاورند و به هر حال آن جمع دانشگاهی را نداریم.

آقایانی که در حوزه تشریف دارند و وقت گرانبهای خود را در اختیار نشریه گذاشتند نشانه علم دوستی حضرات است و بنده به نوبه خود از ایشان تشکر می‏کنم.

ابتدا چند نکته را مطرح می‏کنم و بعد از نظرات و راهنماییهای حاضرین سود می‏بریم، باشد که انشاء الله آینده‏ای بهتر و مجله‏ای پربارتر داشته باشیم.

مطلب اول اینکه:اصولا کیهان اندیشه به همراهی و همدلی شهید پاک باخته، سید حسن شاهچراغی، بنیان گذاشته شد و از همان ابتدای راه، اهداف و آرمانهای مقدسی برای ایشان و دوستان مطرح بود.این که کیهان اندیشه با چه هدفی شروع به کار کرد، خیلی مهم است، مرحوم شهید شاهچراغی، وقتی که در آستانه تأسیس مجله بودیم، در یکی از جلسات دوستانه فرمودند:صرف نظر از توجه اسلام به علم و عالم، اصولا همه نظامهای بشری، با آثار علمی و فرهنگی آن نظام‏ها، ارزیابی می‏شود، امروزه سنجش نظامهای پیشین بر مبنای آثاری است که در مدت سلطه خود، ارائه داده‏اند، برای همین رژیم پهلوی، با همه عالم کشیها و علم ستیزیهایی که داشت، به هر حال کسانی از علماء و عالم نماهایی را در خدمت می‏گرفت، که خود را موجه نشان دهد.

ایشان می‏گفتند در نظام اسلامی، که علماء در رأس هستند، خلأ نشریات علمی، بسیار ناگوار و دلخراش است.

با این انگیزه‏ها بود که کیهان اندیشه به عرصه فرهنگ و معارفت کشور وارد شد، و ما هم سعیمان‏

بر آن بود که محور، علم و دانش، به ویژه معارف اسلامی و علوم انسانی باشد و از جناح بندیها و گروه گراییها بر حذر باشیم و اگر هم علایق و سلایقی داریم در نشریه اعمال نکنیم، اما اینکه چقدر در این جهت موفق بودیم قضاوت آن را به دیگران می‏سپاریم.

فرصت را مغتنم می‏شماریم و امیدواریم در این محفل انس، آقایان نقاط قوت و ضعف را گوشزد نمایند تا نقاط قوت را تقویت کنیم و حتی المقدور نقاظ ضعف را تدارک کنیم.آنچه باعث خوشبختی است، همکاری و همدلی محققان و دانشمندان حوزه و دانشگاه است که همیشه مجله را با تراکم مقالات روبرو ساخته و از این جهت گاهی موجب شرمندگی می‏شود، که نمی‏توانیم همه مقالات را در اولین فرصت چاپ کنیم و بعضا در شماره‏های بعد به چاپ می‏رسد، لذا همیشه تا دو سه شماره مقاله آماده داریم و از این جهت الحمد اللّه مجله غنی و اشباع شده است.

مطلب دیگر این است که مخاطبین نشریه به داخل مرزهای ایران محدود نمی‏شوند، خوانندگان در اروپا، آمریکا و یا کشورهای اسلامی مجله را می‏خوانند، مطالب را تعقیب می‏کنند و گاهی از طریق نامه و تلفن اظهار نظرهایی نیز می‏کنند، و در داخل نیز غیر از مجامع علمی و فرهنگی، شخصیتها و رجال علمی و فرهنگی چه در حوزه و چه در دانشگاه از بزرگترین مقامات، طلاب و دانشجوها، نشریه را می‏خوانند و از طرق مختلف موجب دلگرمی ما می‏شوند، اما بی شک کار ما خالی از نقائص نیست، و نقائص مرتفع نمی‏شود مگر با ارشاد و راهنماییهای جمع حاضر و کسانی که از بذل توجه و بیان نظریات خود، دریغ نمی‏ورزند.

آقای معرفت:واقعیت آن است که در حال حاضر در حوزه مجلات متعددی به چاپ می‏رسد، ولی مجله‏ای که توانسته باشد استقلال خود را حفظ کند، و ضمنا در یک سطح بالایی به عرضه مقالات بپردازد، به نظر بنده همین کیهان اندیشه است، و لذا من فکر می‏کنم باید مجله را از کوتاهی‏هایی که احیانا دارد مبرا ساخت، چون مجله‏ای که در حوزه و جامعه اسلامی منتشر می‏شود، باید بیشتر مورد توجه و همکاری قرار گیرد.بنابراین باید مجله به انعکاس اندیشه‏هایی که در سطح علمای حوزه مطرح است، توجه کند و دائما این مطالب را در اختیار خوانندگان در سر تا سر دنیا قراردهد.

پس با عنایت به این مطلب باید گفت، مجله نمی‏تواند اختصاصی باشد، یعنی فقط در یک رشته مقاله داشته باشد، باید متنوع باشد، اما تنوع در همان چار چوب مسائلی که در معارف اسلامی وجود دارد.مجله باید حاوی مقالاتی باشد در علوم مختلف اسلامی و افکار قدیم و جدید علمای دینی و تجدیدنظرهایی که روی اندیشه‏های قبلی می‏شود، همه را مورد توجه قرار دهد.

البته این مطلب متوقف است بر اینکه، برویم دنبال اندیشمندان، اینکه بنشینیم که مقاله بفرستند، منظور اصلی تأمین نمی‏شود.به هر حال از حیث محتوا باید سعی شود که مقالات و موضوع آنها با افق حوزه هماهنگ باشد.

یک مقداری هم باید به شکل و سر و صورت مجله رسیدگی شود، یعنی شما ببینید مجله‏هایی که در مراکز علمی دنیا نشر می‏شود، خیلی شکیل و زیباست و اما مجله‏هایی که با ظاهری زاهدانه!و غیر شکیل چاپ می‏شوند، از این جهت ضعف دارند، بالأخره دنیای امروزه روی این مظاهر نیز حساب می‏کند.

آقای جعفریان:یکی از نکاتی که کمتر مورد توجه بوده است، مگر در یک حد خاصی این است که در مجله به تناسب درگیریهای فرهنگی در سطح جامعه، کاری صورت نگرفته است، ما در ظرف این هفت سال، یک سری جریانات فرهنگی خاصی

داشتیم و البته عده‏ای هم جو را خراب کردند، اما حق این بود که مجله به عنوان یک نشریه وزین، وارد این عرصه می‏شد.

ما در حال حاضر، یک سری مجله‏هایی داریم که فرهنگی صرف هستند، و اصلا کاری به زمان ندارند، مثلا یک شماره را به فلسفه اختصاص می‏دهند، یک شماره را به زبان اختصاص می‏دهند، و همیشه به درد می‏خهورد، هزار سال دیگر هم فایده دارد، این مطالب یک حالت فرهنگی دارد.اما علاوه بر این، یک مقدار هم باید به جریانات فرهنگی روز نظر داشت، باید یک سیاست گزاری خاصی در این رابطه صورت گیرد، مثلا کتابی که احساس می‏شود مسأله خاصی ایجاد کرده است، آن را به تناسب رشته تحقیقی و تخصصی که آقایان دارند، مورد نقد و نظر قرار دهند.

به هر حال این رویه برخورد با افکار فرهنگی، موجب قوت ارتباط مجله با مردم می‏شود، و چون شما مقالاتتان زیاد است، نوعا از کسی درخواست نمی‏کنید، ولی برای اینکه تناسب مذکور تأمین شود خوب است مثل همان ویژه‏نامه‏هایی که دارید و درخواست مقاله می‏کنید و واقعا هم این ویژه‏نامه‏ها کیفیت خوبی داشته، مانند ویژنامه قرآن، ویژنامه حضرت امام، ویژه نامه طبری، یک چنین کاری را هم در غیر ویژه‏نامه‏ها انجام دهید، یعنی گاهی مقاله‏ای را در ارتباط خاصی، از صاحب اندیشه‏ای درخواست کنید.

آقای هادوی:در رابطه با فرمایش آقای جعفریان، باید دید که مجله کدام یک از این دو راه را می‏خواهد طی کند، آیا مجله می‏خواهد یک نشریه آکادمیک و تخصصی محض باشد، یا پاسخگویی به مسائل فرهنگی روز را وجهه همت خود قرار دهد.

مثلا اگر قرار باشد مجله تخصصی محض باشد، بهتر است که هر شماره‏اش به یک موضوع خاصی بپردازد تا در آن موضوع کارآیی بالاتری داشته باشد و عده‏ای که به آن موضوع و مبحث خاص علاقه دارند، استفاده عمیق‏تر و بالاتری ببرند.

در مقابل اگر قرار باشد به رویه‏ای که جناب جعفریان پیشنهاد می‏کنند عمل کند، خود به خود، مباحث به تناسب مسائل فرهنگی روز تنوع پیدا می‏کند و از حالت تخصصی در می‏آید.

البته من فکر می‏کنم قبل از آنکه نشریه را در یکی از دو مسیر قرار دهیم، به مزایا و مضرات آن بیشتر توجه کنیم و پیش از ترجیح یکی از دو شیوه، مشورتهای لازم انجام شود، اما نباید فراموش کرد که مجله ارگان حوزه است.

مجلات دیگر چون رنگ و بوی سیاسی دارند، با آنها برخوردهای سیاسی می‏شود، کسانی که با آن خط موافقند مجله را تهیه می‏کنند و مخالفین از آن پرهیز می‏کنند، اما کیهان اندیشه به عنوان یک نشریه فرهنگی و به عنوان نماینده حوزه در مجامع دانشگاهی مطرح است، دیده می‏شود در مراکز دانشگاهی از این مجله به عنوان یک ارگان حوزوی نام می‏برند و این خود، مسئولیتهای خاصی را متوجه نشریه می‏کند.

باید دید که حوزه به چه مجله‏ای نیاز دارد و یا اگر هر دو نوعش را لازم دارد، هر دو به نحوی تأمین شود، مثلا شاید لازم باشد برای تأمین هر دو نظر، دو مجله تأسیس شود یا شاید راه میانی هم باشد که آنچه خوبان همه دارند را داشته باشد.

آقای غرویان:در ضمن فرمایشان جناب صاحبی، دو نکته به نظرم آمد که بیان آنها را خالی از فایده نمی‏بینم.یکی اینکه برخی از خوانندگان ممکن است به ذهنشان بیاید که بعضی از این مقالات که در مجله‏های مختلف، منعکس می‏شود تکراری است، و لذا کل مجله و مقالات آن زیر سئوال می‏رود، برای اینکه این مسأله روشن شود، باید نقش نشریات فرهنگی در جامعه و فلسفه انتشار آنها را

جستجو کرد.

به نظر می‏آید که نقش عمده نشریات، پالایش افکار و اندیشه‏هاست و لزوما این پالایش هم باید مستمر باشد، چرا که آلودگهای فرهنگی و عقده‏های فکری، بطور مستمر و پی در پی وجود دارد، و چه بسا ویروس و عاملی که فضای فرهنگی جامعه را آلوده کرده است.عینا همان ویروسی است که پنج یا ده سال پیش آمده و موجب آلودگی شده، اینجاست که ضرورت بکار بردن همان پادزهر پنج یا ده سال پیش، هویدا می‏شود.بنابر این چون نقش نشریات، پالایش و میکروب‏زدائی است، گاهی مسأله تکرار مطالب و طرح دوباره آنها اجتناب ناپذیر است.

اما در مورد مطلبی که دوستمان آقای جعفریان گفتند، به عقیده بنده اگر چه، گفته می‏شود نشریات باید اقتضای فکری و فرهنگی کشور را در نظر بگیرند، ولی در اینجا یک مسأله هست و آن اینکه، یکی از آفات علم این است که علم و اندیشه علمی را در مسیر جناح بندیها بیندازیم، یعنی این خود نوعی علم کشتی است، در این بندوبستهای سیاسی گاهی دیده می‏شود که یک مطلب حقی، به جرم اینکه گوینده‏اش در راستای فلان باند قرار می‏گیرد، اصلا مجال طرح پیدا نمیکند و آن فکر ذبح می‏شود و خود به خود آن عالم نیز کشته می‏شود.

به نظر می‏آدی یک طریق الجمعی باید بین اینها پیدا کرد که هم مجله شکل آکادمیک خودش را داشته باشد و هم بخشی از آن ناظر به شبهاتی باشد که در فضای فرهنگی کشور پراکنده شده است. باید توجه داشت که فکر و اندیشه یک امر ناپیدا و غیر مرئی است، برای همین مبارزه با اندیشه‏های فاسد مشکل و تخصصی است و این کار قلم بدستان فرهیخته است که مواظب سلامت فضای فرهنگی کشور باشند.

ذآقای آصفی:در رابطه با تخصصی بودن مجله، باید گفت که مجله واقعا شخصی است و ارگان حوزه بودن آن هم درست است، کسی که این مجله را ورق بزند، می‏فهمد که این مجله تولید قم است و حاوی افکاری که در قم مطرح است.از طرفی محور اساسی در علوم حوزه، فقه و علوم عقلی است، روی همین اساس مجله خیلی کم سراغ افق‏های دیگر می‏رود و بیشتر موضوعات مجله، با موضوعات تخصصی حوزه هماهنگ است.

مطلب دوم بنده برمی‏گردد به مطالب آقای جعفریان، ایشان فرمودند که کمتر در این مجله به جریانات فرهنگی روز پرداخته می‏شود، عرض بنده این است که مجله برای اینکه جذاب باشد، باید بحث‏انگیز، سئوال‏انگیز و تحریک‏آمیز باشد، مجله‏ای که این خصوصیات را دارد، خوانندگان آن همیشه منتظر شماره جدید آن هستند، و البته این جهت با سلامت و استقامت فکری مجله منافات ندارد، اینطور نیست که هر مجله‏ای که بحث‏انگیز باشد منحرف باشد، نه ممکن است در عین بحث‏انگیز و تحریک‏آمیز بودن، در سلامت و درستی باشد.

مجله هراز گاهی باید افق تازه‏ای باز کند و دیگران را به جواب و مباحثه دعوت کند، این نکته کمتر دیده می‏شود.بنده مطالب و مقالات مجله را دنبال می‏کنم، کمتر به نظر می‏رسد که یک موضوع در سه چهار شماره تعقیب شود، به صورت طرح یک مسأله ورد آن و بعد هم رد آن رد، همین طور ادامه پیدا کند، البته بوده ولی کم است.

مطلب دیگری که به نظر بنده می‏رسد، جریاناتی فکری و فرهنگی است که در خارج از کشور وجود دارد، در دنیا یک سری اندیشه‏ها و جریانات فرهنگی خودنمایی می‏کند، مع الأسف چون در ایارن، زبان رسمی مردم فارسی است و آشنایی با زبان عربی در سطح نازلی قرار دارد، یک محیط مدار بسته است، یعنی انسانی که در ایران زندگی‏

می‏کند، خود به خود از جریانات و تحولات فکری خارج از مرزهای ایران بی‏خبر است، البته این مشکل برای کشورهای عرب زبان هم هست، آنها هم از جریانات فکری داخل ایران، بیگانه هستند.

از طرفی وسائل ارتباط جمعی و رسانه‏های گروهی مانند رادیو و تلویزیون و خبرگزاریها، مسئولیت فرهنگی ندارند و نسبت به انعکاس اندیشه‏های داخلی به خارج از مرزها، تعهدی احساس نمی‏کنند و همینطور در بیان جریانات فکری از خارج به داخل مسئولیتی ندارند.

مثلا، الآن در غرب آفریقا مسائل جدیدی در زمینه اسلام‏شناسی مطرح است، که بعضی از این مسائل هم خیلی تکان دهنده است، افقهای تازه‏ای باز شده است، بعضی انحرافی است و بعضی صحیح است و جلب توجه می‏کند، گویندگان و متفکرانی هستند که اینها را از جایی به جایی دعوت می‏کنند، کنفرانس می‏دهند، مجله‏هایی راه انداخته‏اند، اما اینها هیچکدام در ایران منعکس نمی‏شود، فقط اخبار سیاسی منتقل می‏شود، از مسائل سیاسی که بگذریم، کاملا بی‏اطلاع و دست خالی می‏شویم.

غرض بنده این است که مجله می‏تواند یک پل خوبی برای این ارتباطات باشد، البته نمی‏تواند پل دو طرفه باشد چون به زبان فارسی است، ولی فعلا می‏تواند یک طرفه عمل کند و جریانات فکری داخل رابه خارج منتقل سازد.این خود یک مسأله‏ای است که مجله نتوانسته است در خارج از جهان اسلام نفوذ کند و یا پای افکار خارج از ایران را به داخل باز کند و به آنها فرصت طرح و انعکاس بدهد.

آقای جناتی:تردیدی نیست ک مجله کیهان اندیشه، واقعا جایگاه خودش را در جامعه محققان پیدا کرده و بعضا با افرادی برخورد می‏کنیم که از کیهان اندیشه اظهار رضایت و تمجید می‏کنند.البته سعی در ارائه مطالب بهتر و تنوع مطالب و ابداع و ابتکار در آنها نباید فراموش شود.هنوز به نظر من بگونه ایده آل نیست.

هر مسأله‏ای که در مجلد مطرح می‏شود، حالا چه در بعد فقه اجتهادی یا بعد تاریخی یا علوم عقلی و یا علوم مربوط به معارف باشد، همه باید با محتوا و عمق بیشتری طرح شوند، چون امروزه علاه بر طرح اصل مسأله باید به سیر تاریخی، شرایط زمان، انگیزه پیدایش، علل و عوامل نضج آن توجه شود، زیرا بیان کردن مطالب و مطرح نمودن مسائل با ویژگیها و امتیازات یاد شده خصوصا با توجه به شرایطی که با برپایی حکومت اسلامی، بوجود آمده بسیار حائز اهمیت است.

به عقیده من بیشتر مقالات در نشریه‏ها و مطالب بیشتر کتابها و همچنین دائرة المعارف‏ها همگام با نظام جمهوری اسلامی از نظر نوآوری و نوپردازی نیست، به هر حال امیدواریم به همت آقایان و جناب آقای صاحبی، نقایصی که هست، برطرف شود و مجله به سیر کمالی خود ادامه دهد.

آقای عابدی شاهرودی:ویژگیهای لازم برای هر مجله متعدد است، مقداری از آنها در کیهان اندیشه‏هست و بعضی از ویژگیها هست که باید دنبال آنها بود و به محاسن مجله افزود.اساسا، مجله باید خصلت علمی و تحقیقی خودش را حفظ کند، یعنی به عنوان یک نشریه علمی و تحقیقی در زمینه‏های مختلف، دست داشته باشد.

مطلب دیگر آنکه، هدف اصلی این نشریه باید نفوذ در مجامع علمی و فرهنگی، اعم از حوزه و دانشگاه باشد، متأسفانه جای چنین نشریه‏ای با این خصوصیات در جامعه فرهنگی ما خالی است، و یا نسبتا خالی است.

مطلب سوم بنده، پیشنهادی است که عرض می‏کنم، اگر در زمینه‏های تاریخ ادیان و بررسی عمیق ادیان الهی همت شود، بسیار مناسب و سزاوار است.

مطلب چهارم اینکه یکی از وظایف اصلی ما، معرفی و شناساندن صاحبان و اولیاء دین و پیامبر اکرم(ص)به مردم است، این معرفی باید تحقیقی و بر مبنای سیره و سنّت آنها باشد و از میان متون و نصوص، سیره آن بزرگواران بررسی شود تا در عمل بتوانیم پیروان صادقی برای آنها باشیم.

مطلب پنجم بنده راجع به مسائل علمی و مورد اختلاف در زمان حاضر است.بررسی نظریات علمی در وسیع‏ترین سطح آن، از وظایف تک‏تک ماست، ما وظیفه داریم این دیدگاهها را که مقداری از آنها جنبه تخریبی و انحرافی دارد، طرح و بررسی کنیم و با روح مسالمت‏آمیز و تحقیقی، پاسخ مقتضی را در اختیار خوانندگان بگذاریم.

از طرفی نباید به طمع جاذب نگه داشتن مجله سمت جاذبه‏های تند و مقطعی روی آورد، که این جاذبه‏ها پایدار نیست و نتایج منفی آن به مراتب بیشتر است.در عین حال باید به تحقیقات مستمر در زمینه‏های اصلی و اساسی علوم اسلامی از اعتقادات تا مسائل اقتصادی دامن زد و در مجله به طرح آنها پرداخت.

آقای جعفریان:ظاهرا یکی از مشکلات مجله، اغلاط چاپی است، که برای رفع آن باید فکری کرد، البته این مشکل، تها مربوط به کیهان اندیشه نمی‏شود، نوع مجلات ما این مشکل را دارند.

بنده باز روی پیشنهاد آقای معرفت تأکید می‏کنم که کاغذ مجله را عوض کنید، سعی شود از کاغذ سفید استفاده شود از کاغذ روزنامه استفاده نکنید. با این وضع اگر مجله شما یکسال بماند مثل این است که صد سال آفتاب خورده است.

نکته مهم دیگری که به نظر من می‏رسد، این است که اگر واقعا قبول داریم که این مجله، محل نظریات حوزوی است، مقالات آقایان حوزوی مقدم باشد، من نمی‏گویم که مقالات اساتید دانشگاه چاپ نشود.

نکته دیگر اینکه مطالب ادبی و در حول و حوش ادبیات بد نیستند، ولی واقعا در مملکت ما راجع به اینگونه مباحث خیلی نوشته می‏شود.کسی با حافظ پژوهی و یا بحث راجع به سعدی مخالف نیست، اما در چنین مجله‏ای که جای مقالات سنگین است، اگر آنگونه مطالب حجمش کمتر شود بهتر است، مگر اینکه شما به قصد تنوع این مقالات را چاپ کنید که این هم خودش نکته‏ای است.

آقای هادوی:همانطور که در ابتدا عرض کردم، مجله باید سیاستگزاری شده عمل کند و راه خودش را انتخاب کند.مجله‏های فرهنگی در جهان به دو بخش عمده تقسیم می‏شوند.یک سری مجله‏های تخصصی هستند که از آنها به«ژورنالهای تخصصی»تعبیر می‏شود و کارشان این است که آخرین تحقیقات در زمینه‏های مختلف را منعکس می‏کنند.به این شکل که مثلا در فیزیک و شعبه‏های خاص آن، مجله‏هایی چاپ می‏شود، این نشریات مخاطبین خاصی دارد، آخرین تحقیقات مثلا در زمینه منطق ریاضی در آن یافت می‏شود و معمولا محققین آخرین تحقیقات خود را به آنجا می‏فرستند و آن نشریه را به صورت مرجعی درمی‏آورند، کتب درسی هم بر اساس همین مقالات تحقیقی نوشته می‏شود.

یک قسم هم مجلاتی هستند که جنبه فرهنگی دارند، ولی به این شکل و به این مستوای از تخصص نیستند، یعنی یک طیف وسیعی از خوانندگان را در برمی‏گیرد که قهرا مانند مجلات تخصصی مخاطبین خاصی ندارند.

از مجموعه فرمایشان آقایان، چنین استنباط می‏شود که توقع و انتظار این است که مجله از نوع دوم باشد، آقای آصفی فرمودند مجله باید تحریک‏آمیز، باشد یا مثلا آقای عابدی فرمودند مجله باید در مجامع مختلف فرهنگی نفوذ کند،

آدرس اینترنتی